پشت پرده اختلاف طبقاتی

مثلث اختلاف طبقاتی: تورم، زمان، برده‌داری

اول بیاید با یه مثال ساده، “اختلاف طبقاتی” را کامل متوجه بشیم.

دوتا فرد را تصور می‌کنیم: فرد X و فرد  Y.

فرد X مستاجری هستش با یه موتور سیکلت، مقداری پس‌انداز و سرمایه‌ای حدود ۵۰۰ میلیون. دارایی‌های فرد X در مقابل تورم نه تنها رشد نمیکنه ، بلکه ارزش واقعی‌شون روز‌به‌روز کمترهم میشه.

اما فرد Y، سه تا خودرو، چهارتا مغازه، موجودی کالا به ارزش ۱۰ میلیارد و ۱۰۰۰ متر زمین داره. وقتی تورم بالا میره، ارزش املاک، کالاها، دارایی و سرمایه فرد Y چندین برابر میشه. بدون اینکه زحمتی کشیده باشه.

هرروز داری فقیرتر میشی

فرد X که مستاجر نشین بود داشت برای خرید یه خونه یک میلیاردی تلاش میکرد. سرمایه اون هم ۵۰۰ میلیون بود و ۵۰۰ میلیون دیگه نیازداره برای خرید خونه. اما با بالا رفتن تورم قیمت اون خونه به ۵ میلیارد میرسه، درحالی که سرمایه فرد X فقط ۲۰۰ میلیون رشد کرده، و شده ۷۰۰ میلیون.

فاصله‌ای که روزی ۵۰۰ میلیون بود، الان به ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تغییر پیداکرده.

براین اساس تورم دارایی‌های سرمایه‌ای را از دارایی‌های نقدی جدا می‌کند.

اختلاف طبقاتی هرروز داره بیشتر و بیشتر میشه.

عمرت رو دارن ازت میدزدن

زمان هم تو این معادله به همون اندازه بی‌رحمه. فرد X که ماهیانه ۲۰ میلیون حقوق میگرفت، به عنوان مثال باید دو سال کامل کار میکرد تا اون مابه‌التفاوت ۵۰۰ میلیونی را جبران کنه. اما با بالا رفتن تورم، حقوق او شاید فقط ۵ میلیون بهش اضافه بشه. یعنی ۲۵ میلیون در ماه.

حالا نه دو سال، بلکه باید بیش از ۱۰ سال بدون هیچ خرج اضافه‌ای(نه غذا، نه پوشاک و نه هیچ چیز دیگه‌ای) فقط کار کنه تا بتونه به اون خونه‌ای که میخواد برسه. تازه اگه تا اون موقع تورم بالاتر نره!

این به این معنیه که عمر اون فرد داره به صورت مستقیم بلعیده میشه.

در سوی دیگه این قضیه، فرد Y، ابرکمپانی‌ها، شرکت‌ها و … با افزایش تورم نه تنها زمان بیشتری برای خودشون میخرن، بلکه میتونن زمان کارگر‌ها و کسایی امثال فرد X رو هم بخرن.

اینجاست که مفهوم برده‌داری مدرن شکل میگیرد. فردی که برای بقا باید ساعت های بیشتری از عمرش را به کسی بفروشد که خود، زمان بیشتری در اختیار دارد.

تحصیل کردن هم داره عمرت رو هدر میده!

نمیشه مانع پیشرفت تکنولوژی شد

فناوری و اینترنت هم، برخلاف تصور عمومی که آن را ابزار برابری می‌دانستند، به موتوری برای افزایش این اختلاف طبقاتی تبدیل شده. پلتفرم های عظیم، فروشگاه‌های آنلاین، هایپرمارکت‌های زنجیره‌ای و سرویس‌های یکپارچه، جای مغازه‌های کوچک و کسب‌و‌کار‌های خانوادگی را می‌گیرند.

فناوری، تمرکز ثروت را در دستان شرکت‌های بزرگ سرعت می‌بخشد. سرمایه دار می‌تواند با راه‌اندازی یک سامانه لجیستکی مبتنی بر هوش مصنوعی، صدها مغازه خُرد را تعطیل و کارمندان آنها را به نیروی کارهمیشگی خودش تبدیل کند. ابرکمپانی‌ها همون نقش فرد Y را در مقیاسی بسیار بزرگ تر بازی می‌کنند. سرمایه کلان صاحب تکنولوژی، الگوریتم و زیرساخت می‌شود، سهم بازار را می‌بلعد و دوباره  همان دارایی‌های سرمایه محور را در برابر تورم سودآورتر میکند.

چطوری وسط دست‌و‌پا له نشیم؟

توصیه‌ای که میشه کرد برای له نشدن توی این سیستم، “بیشتر و هوشمندانه‌تر کار کردن است. مهارت بیاموز، وارد فضای دیجیتال شو، یه فروشگاه آنلاین یا یک کسب‌و‌کار اینترنتی راه بنداز.

این ایده‌آل ترین راه برای کسی است که میخواد از این سیستم خارج بشه و سرمایه‌ای برای سوار شدن بر موج تورم را ندارد. با تمرکز روی زندگی خود، کمتر بهانه آوردن و کمتر دامن زدن به حاشیه‌ها، شاید بشه ازاین زمین بازی غیرمنصفانه زنده بیرون اومد.

سیستم ماتریکس چگونه کار میکنه؟