چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند

چجوری شرکت‌ها از چند ثانیه توجه ما پول درمی‌آورند؟

تا حالا به این فکر کردی وقتی چند دقیقه بی‌هدف در اینستاگرام، یوتیوب، تیک‌تاک یا هر پلتفرم دیگری اسکرول می‌کنی، دقیقاً چه چیزی در حال خرید و فروش است؟

تو که پولی پرداخت نمی‌کنی. حتی ممکن است هیچ تبلیغی هم نبینی. فقط نشسته‌ای و انگشتت را روی صفحه بالا و پایین می‌کنی. پس شرکت سازنده این پلتفرم دقیقاً از کجا پول درمی‌آورد؟

اینجا به یکی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصاد دیجیتال می‌رسیم. یعنی توجه تو خودش یک دارایی اقتصادی است.

شرکت‌ها فقط محصول نمی‌فروشند. در خیلی از کسب‌وکارهای دیجیتال، کاری که انجام می‌دهند این است که توجه میلیون‌ها نفر را جمع می‌کنند، آن را اندازه‌گیری می‌کنند، نگه می‌دارند و بعد از این توجه برای ساختن درآمد و ارزش اقتصادی استفاده می‌کنند.

و شاید عجیب‌تر این است که گاهی لازم نیست حتی یک تبلیغ مستقیم به تو نشان دهند.

چرا چند ثانیه توجه تو ارزش دارد؟

فرض کن یک میلیون نفر، فقط روزی یک دقیقه بیشتر در یک اپلیکیشن بمانند. یعنی روزانه یک میلیون دقیقه توجه اضافه. حالا تصور کن همین اتفاق برای صد میلیون یا یک میلیارد کاربر رخ دهد.

ما دیگر درباره چند دقیقه ساده صحبت نمی‌کنیم. داریم درباره حجم عظیمی از زمان انسانی صحبت می‌کنیم.

شرکت‌های بزرگ تکنولوژی دقیقاً به همین دلیل برای افزایش مدت زمانی که کاربران در پلتفرم می‌مانند، سرمایه‌گذاری زیادی می‌کنند. چون زمان بیشتر یعنی فرصت بیشتر برای اتفاقات مختلف. فرصت دیدن تبلیغ، فرصت خرید، فرصت تعامل، فرصت تولید محتوا، فرصت جمع‌آوری داده، فرصت بهتر شدن الگوریتم و در نهایت فرصت ساختن یک کسب‌وکار بزرگ‌تر.

پس وقتی یک اپلیکیشن کاری می‌کند که به جای پنج دقیقه، بیست دقیقه در آن بمانی، از دید آن شرکت، ممکن است تو یک واحد اقتصادی ارزشمند باشی.

اقتصاد توجه چیست؟

اقتصاد توجه یعنی در دنیایی که اطلاعات تقریباً بی‌نهایت شده، چیزی که کمیاب است توجه انسان است.

هر روز میلیون‌ها مقاله، ویدیو، پست، پیام، بازی، خبر و تبلیغ تولید می‌شود. اما تو فقط مقدار محدودی زمان و تمرکز داری. نمی‌توانی همه آنها را ببینی. پس شرکت‌ها برای چیزی با یکدیگر رقابت می‌کنند که محدود است: توجه تو.

این رقابت را تقریباً همه‌جا می‌بینی. وقتی نتفلیکس پیشنهاد می‌دهد قسمت بعدی سریال را ببینی. وقتی یوتیوب ویدیوی بعدی را پیشنهاد می‌کند. یا وقتی اینستاگرام صفحه را طوری می‌چیند که پست بعدی را هم ببینی.

اگر میخوای کامل‌تر درباره اقتصاد توجه بدونی مقاله “اقتصاد توجه چیست و چرا مهم‌ترین دارایی امروز، توجه ماست؟” را حتما مطالعه کن.

شرکت‌ها دقیقاً چطور از توجه ما پول درمی‌آورند؟

شاید برات سوال باشد که چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند؟ مدل‌های مختلفی وجود دارد. یکی از ساده‌ترین مدل‌ها تبلیغات است. اما تبلیغات فقط یکی از مدل‌هاست.

مدل اول؛ فروش تبلیغات

این معروف‌ترین مدل است. تو از یک پلتفرم به صورت رایگان استفاده می‌کنی. شرکت، افراد و کسب‌وکارهایی را پیدا می‌کند که می‌خواهند به تو دسترسی داشته باشند. آن‌ها پول می‌دهند تا تبلیغشان در مقابل کاربران نمایش داده شود.

در این مدل، توجه تو به یک فرصت تبلیغاتی تبدیل می‌شود. هرچه کاربران بیشتری داشته باشی، زمان بیشتری در پلتفرم بمانند و داده بیشتری درباره علایقشان وجود داشته باشد، پلتفرم می‌تواند تبلیغات هدفمندتری ارائه کند.

اما داستانِ اینکه چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند همین‌جا تمام نمی‌شود.

مدل دوم؛ فروش اشتراک

بعضی شرکت‌ها مستقیماً از خود کاربر پول می‌گیرند. مانند اشتراک ماهانه.

در این مدل، توجه تو هنوز هم اهمیت دارد. چون اگر کاربر به اندازه کافی ارزش دریافت نکند، اشتراکش را تمدید نمی‌کند. پس حتی در یک سرویس پولی هم شرکت تلاش می‌کند محصولی بسازد که کاربر مرتب به آن برگردد.

تفاوت فقط این است که منبع اصلی درآمد، پرداخت مستقیم کاربر است. اما مدل جالب‌تر جایی است که نه تبلیغ واضحی می‌بینی و نه اشتراک پرداخت می‌کنی.

اگر برنامه نه تبلیغ داشته باشد نه اشتراک، پس چطور پول درمی‌آورد؟

اینجا باید یک سوءتفاهم را کنار بگذاریم. اینکه یک اپلیکیشن از تو مستقیماً پول نمی‌گیرد، به این معنی نیست که استفاده تو برایش ارزشی ندارد. گاهی احتمال دارد کاربر خودش محصول نهایی باشد. گاهی هم کاربر بخشی از چیزی است که شرکت در حال ساختن آن است.

مثلاً یک پلتفرم ممکن است از کاربران برای ساختن یک شبکه، ایجاد محتوا، تولید داده یا افزایش ارزش محصول استفاده کند. هرچه این شبکه بزرگ‌تر شود، ارزش اقتصادی آن هم می‌تواند بیشتر شود.

این موضوع را بهتر است با یک مثال ساده ببینیم.

واتساپ چطور می‌تواند از توجه تو ارزش بسازد؟

فرض کن از یک پیام‌رسان مانند واتساپ استفاده می‌کنی و هیچ تبلیغی در آن نمی‌بینی. پس ممکن است فکر کنی: «این شرکت از من هیچ چیزی به دست نمی‌آورد.»

اما ارزش یک پیام‌رسان فقط در تبلیغات‌اش نیست. هرچه دوستان، خانواده، گروه‌ها و کسب‌وکارهای بیشتری در یک پیام‌رسان حضور داشته باشند، خود آن شبکه ارزشمندتر می‌شود.

تو به خاطر دوستانت آنجا هستی، دوستت به خاطر تو آنجاست، یک کسب‌وکار به خاطر مشتری‌هایش آنجاست و مشتری‌ها هم به خاطر کسب‌وکارها.

این همان چیزی است که به آن اثر شبکه‌ای می‌گویند. در چنین مدلی، ارزش اصلی می‌تواند از بزرگ شدن شبکه و جایگاه پلتفرم در زندگی کاربران ایجاد شود، نه الزاماً از نمایش تبلیغ در هر صفحه.

مدل سوم؛ فروش محصولی که بدون کاربرانِ زیاد، ارزش ندارد

گاهی چیزی که شرکت می‌فروشد، خودِ شبکه است. برای مثال یک پلتفرم می‌تواند میلیون‌ها کاربر و میلیون‌ها تولیدکننده محتوا داشته باشد. این شبکه برای کسب‌وکارهای دیگر ارزش دارد.

شرکت‌ها ممکن است برای دسترسی به این اکوسیستم، ابزارهای تجاری، خدمات، تبلیغات یا امکانات ویژه هزینه پرداخت کنند. بنابراین ممکن است تو مستقیماً پولی ندی، اما حضور تو به بزرگ شدن شبکه کمک کند. و بزرگ شدن شبکه ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند.

مدل چهارم؛ داده و اطلاعات

اینجا موضوع مقداری حساس‌تر می‌شود.

وقتی میلیون‌ها نفر در یک پلتفرم فعالیت می‌کنند، شرکت می‌تواند از رفتارهای جمعی کاربران اطلاعات زیادی درباره نحوه استفاده آن‌ها از محصول به دست آورد.

مثلاً کاربران بیشتر روی چه چیزی کلیک می‌کنند؟، کجا از برنامه خارج می‌شوند؟، چه نوع محتوایی بیشتر دیده می‌شود؟، چه چیزی باعث می‌شود دوباره برگردند؟، کدام ویژگی محصول بهتر کار می‌کند؟

این داده‌ها می‌توانند برای بهبود محصول، الگوریتم، پیشنهاد محتوا و مدل کسب‌وکار استفاده شوند و در مواقعی متاسفانه برای فروش استفاده شوند.

اما یک نکته مهم هم وجود دارد. داده به‌خودی‌خود پول نیست. ارزش داده زمانی ایجاد می‌شود که بتوان از آن برای تصمیم‌گیری بهتر، شخصی‌سازی، تبلیغات، بهینه‌سازی محصول، ایجاد یک سرویس ارزشمند یا فروش استفاده کرد.

بنابراین جمله «شرکت‌ها همیشه اطلاعات ما را می‌فروشند» توضیح دقیق و درستی از مدل اقتصادی آنها نیست.

چرا اسکرول کردن این‌قدر اعتیادآور طراحی شده است؟

اگر توجه تو ارزش اقتصادی دارد، طبیعی است که شرکت بخواهد مدت بیشتری آن را حفظ کند. اینجاست که طراحی محصول وارد ماجرا می‌شود.

اسکرول بی‌نهایت یکی از ساده‌ترین نمونه‌هاست. در یک کتاب وقتی به آخر صفحه می‌رسی، کتاب تمام می‌شود. در یک روزنامه وقتی تمام صفحات را خواندی، دیگر صفحه‌ای وجود ندارد.

اما در فیدهای امروزی، تقریباً هیچ نقطه پایانی وجود ندارد. تو صفحه را بالا می‌بری، یک محتوای جدید می‌آید. دوباره بالا می‌بری و یکی دیگر، باز هم و باز هم.

هیچ لحظه‌ای وجود ندارد که برنامه به تو بگوید «خب، برای امروز کافیه.»

تصمیم توقف کاملاً بر عهده خودت گذاشته می‌شود. و این برای یک محصولی که می‌خواهد زمان بیشتری از تو بگیرد، بسیار مهم است. و وقتی بفهمی چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند، شاید نگاهت به اسکرول بی‌هدف کمی تغییر کند.

زندگی ماشینی و مکانیکی چیست؟

اگر من هیچ تبلیغی نبینم چی؟

این سوال خیلی مهمی هست. فرض کن تمام روز در یک پلتفرم اسکرول کردی و هیچ تبلیغی هم به تو نشان داده نشده است. پس یعنی شرکت هیچ سودی از تو نبرده؟ نه لزوماً.

ممکن است فعالیت تو ارزش شبکه را بیشتر کرده باشد. ممکن است محتوایی تولید کرده باشی که دیگران را جذب کند. شاید باعث شده باشی افراد دیگری به پلتفرم بیایند. شاید تعامل تو به بهبود سیستم پیشنهاد محتوا کمک کرده باشد. ممکن است استفاده بیشتر تو باعث افزایش ارزش یک سرویس یا اکوسیستم شده باشد.

و مهم‌تر از همه، ممکن است شرکت اصلاً مدل درآمدی‌اش را روی کاربر نهایی بنا نکرده باشد. این نکته را خیلی‌ها فراموش می‌کنند. «رایگان بودن» یک محصول به معنی «بدون ارزش اقتصادی بودن» آن نیست.

یک مثال ساده برای فهمیدن کل ماجرا

فرض کن یک اپلیکیشن رایگان ساخته‌ای. و یک میلیون نفر از آن استفاده می‌کنند. هر کاربر هم روزانه ۱۰ دقیقه در برنامه می‌ماند. حالا اگر بتوانی کاری کنی که میانگین استفاده از ۱۰ دقیقه به ۱۵ دقیقه برسد، تعداد کاربران بیشتر نشده است. اما ۵۰ درصد زمان بیشتری از کاربران دریافت کرده‌ای.

این زمان اضافه می‌تواند فرصت بیشتری برای تبلیغات، تعامل، خرید، تولید محتوا یا رشد شبکه ایجاد کند. حالا اگر یک میلیارد کاربر داشته باشی، اهمیت این تفاوتِ کوچک چندین برابر می‌شود.

به همین دلیل شرکت‌های بزرگ تکنولوژی روی چیزهایی که شاید برای کاربر ناچیز به نظر برسد، وسواس زیادی دارند. مانند یک کلیک، یک ثانیه بیشتر، یک ویدیوی بیشتر یا بازگشت دوباره به برنامه.

در مقیاس میلیاردی، همین تغییرات کوچک می‌توانند اهمیت اقتصادی زیادی پیدا کنند.

چرا شرکت‌ها می‌خواهند دوباره برگردی؟

چون ارزش کاربر فقط در یک بار استفاده کردن نیست. اگر امروز پنج دقیقه از یک برنامه استفاده کنی و دیگر هرگز برنگردی، ارزش بلندمدت آن کاربر محدود است.

اما اگر هر روز برگردی، در طول ماه و سال بارها از محصول استفاده می‌کنی. به همین دلیل معیارهایی مثل بازگشت کاربران، مدت استفاده و تعامل برای بسیاری از پلتفرم‌ها اهمیت زیادی دارند.

اینجا مفهوم ارزش طول عمر مشتری یا Customer Lifetime Value هم مطرح می‌شود. یعنی شرکت فقط به این نگاه نمی‌کند که امروز از تو چه مقدار درآمد گرفته است. می‌خواهد بداند در کل مدتی که کاربر آن باقی می‌مانی، چه ارزشی برای کسب‌وکار ایجاد می‌کنی.

چرا جامعه و سیستم می‌خواهد که تو معتاد باشی!

توجه تو برای شرکت‌ها از پول نقد هم جذاب‌تر است

پول محدود است، اما توجه هم محدود است. تو در یک روز فقط ۲۴ ساعت داری. حتی اگر تمام پول دنیا را داشته باشی، نمی‌توانی زمان بیشتری به روز اضافه کنی.

پس شرکت‌های مختلف برای یک منبع محدود با یکدیگر رقابت می‌کنند. یک شبکه اجتماعی می‌خواهد تو را نگه دارد، فلان بازی می‌خواهد دوباره برگردی، سرویس استریم می‌خواهد قسمت بعدی را ببینی، فروشگاه اینترنتی می‌خواهد بیشتر بگردی، اپلیکیشن خبری می‌خواهد خبر بعدی را بخوانی.

همه این‌ها در یک بازار مشترک رقابت می‌کنند: بازار توجه انسان. اما چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند حتی بدون پولی پرداخت کردن؟

اگر پول نمی‌دی، هنوز ممکن است هزینه کنی

اینجا بحث ما از اقتصاد وارد زندگی روزمره می‌شود.

وقتی با خودت می‌گویی: «من برای این اپلیکیشن پول نمی‌دهم.» شاید درست باشد. اما شاید هم داری با چیز دیگری پرداخت می‌کنی. با زمان، تمرکز، داده رفتاری، انرژی ذهنی و گاهی فرصت انجام کارهای دیگر.

فکر کن قرار بود فقط پنج دقیقه وارد یک شبکه اجتماعی بشوی و یک چیزی را چک کنی. اما ۴۵ دقیقه بعد ناگهان به خودت می‌آیی. تو پولی پرداخت نکردی. اما آن ۴۰ دقیقه‌ات دیگر برنمی‌گردد.

و این شاید مهم‌تر از چند تومان پول باشد. چون پولی که از دست می‌دهی ممکن است دوباره به دست بیاید. اما زمانی که از دست دادی دیگر قابل بازگشت نیست.

شبکه‌های اجتماعی همیشه هم بد نیستند

اینجا هم نباید وارد افراط شویم. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند هم فوق‌العاده مفید باشند.

می‌توانی از آن‌ها آموزش ببینی، دوست پیدا کنی، کسب‌وکار بسازی، مشتری پیدا کنی، اخبار ببینی یا حتی یک مهارت جدید یاد بگیری.

مسئله خود تکنولوژی نیست. مسئله این است که مدل کسب‌وکار یک محصول می‌تواند با منافع تو یکسان نباشد. مثلاََ تو ممکن است بخواهی فقط یک ویدیو ببینی اما سیستم ممکن است بخواهد ویدئوهای دیگری هم برایت پیدا کند و ببینی‌شان.

اگر میخوای تمرکز و توجه‌ات را برگردانی و بتوانی بهتر از فضای مجازی استفاده کنی پیشنهاد می‌کنم حتما مقاله “راهنمای کامل افزایش تمرکز در عصر حواس‌پرتی” را مطالعه کنی.

در نهایت چند ثانیه تو واقعاً چقدر ارزش دارد؟

شرکت‌ها لزوماً از هر ثانیه‌ای که تو اسکرول می‌کنی مستقیماً پول دریافت نمی‌کنند. اما توجه کاربران می‌تواند برای ساختن درآمد و ارزش اقتصادی آن‌ها بسیار مهم باشد.

برای فهمیدن اینکه چگونه شرکت‌ها از توجه ما پول درمی‌آورند، باید به مدل کسب‌وکار پلتفرم‌های دیجیتال نگاه کنیم. گاهی از طریق تبلیغات، گاهی فروش اشتراک، گاهی خرید درون‌برنامه‌ای، گاهی کمیسیون، گاهی رشد شبکه، گاهی داده و تحلیل رفتار کاربران و گاهی ترکیبی از همه این‌ها.

بنابراین وقتی یک اپلیکیشن رایگان است، سوال درست این نیست که «پس شرکت چطور از من پول درمی‌آورد؟»

سوال بهتر این است که «این شرکت از حضور من چه ارزشی می‌سازد؟»

چون ممکن است پولی از جیبت خارج نشود، اما زمانت خرج شود. ممکن است هیچ تبلیغی نبینی، اما فعالیتت به رشد یک شبکه کمک کند. و شاید مهم‌ترین بخش ماجرا همین باشد. در اقتصاد توجه، شرکت‌ها فقط برای پول تو رقابت نمی‌کنند. برای توجه تو رقابت می‌کنند.

چون توجه مقدمه‌ی بسیاری از چیزهای دیگر است. وقتی توجهت را داری، می‌توانی چیزی را ببینی، چیزی بخری، چیزی یاد بگیری، چیزی بفروشی، با کسی تعامل کنی یا دوباره به یک پلتفرم برگردی.

به همین دلیل دفعه بعد که بدون هدف اسکرول کردی، شاید بد نباشد یک لحظه مکث کنی و از خودت بپرسی: «من دارم از این برنامه استفاده می‌کنم، یا این برنامه دارد از من استفاده می‌کند؟» شاید هم جواب، هر دو باشد.