زبان بدن

بدن ما قبل از خودمون حرف میزنه

برای لحظه‌ای تصور کنیم مانند تارزان در جنگل و به دور از تمدن انسانی بزرگ شده‌ایم و هیچ زبانی بلد نیستیم. در این حالت، صدای انسان‌های دیگر برای ما چیزی فراتر از امواج صوتی که از دهان بقیه خارج می‌شود نخواهد بود. از این دیدگاه ما انسان‌ها درست مثل شامپانزه‌های پیشرفته‌ای هستیم که ساختار حنجره و مدارهای مغزی تکامل‌یافته‌تری داریم و می‌توانیم صداهای دقیق و معناداری به نام “کلمات” تولید کنیم. ما با همین امواج صوتی کوچک می‌توانیم مفاهیم پیچیده را منتقل کنیم، تصویر یک سیب را در ذهن یکدیگر نمایان کنیم، و حتی شیمی بدن طرف مقابل را با ترشح هورمون‌هایی مثل آدرنالین تغییر دهیم.

به همین دلیل است که در زبان انگلیسی کلمه “Spell” هم به معنای هجی کردن/تلفظ کردن و هم به معنای جادو کردن است. کلام می‌تواند سیستم شیمیایی و فیزیولوژی فرد مقابل را تغییر دهد. تمام ساختارهای عظیم بشری، از قوانین سیاسی گرفته تا نظام‌های اقتصادی، چیزی جز همان صداهای کوچک خروجی از دهان نیستند، که انسان‌ها به طور منطقی بر سر آنها توافق کرده‌اند و سپس آنها را مکتوب نموده‌اند. جهان مدرن ما به معنای واقعی کلمه بر روی امواج صوتی بنا شده است.

فراتر از زبان

کلماتی که به کار می‌بریم تنها بخش کوچکی از ارتباط هستند. لحن صدا می‌تواند همان کلمات را به ابزاری برای تحقیر یا شیفتگی تبدیل کند. و بسیار فراتر از آن، بر اساس کتاب‌های علمی و پژوهش‌های ارتباطات انسانی، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از کل ارتباطات ما نه از طریق کلمات و جملات، بلکه از طریق زبان بدن منتقل می‌شود. تجربه عینی زندگی نیز هر روز این آمار را تایید می‌کند.

چرا زبان بدن؟

چرا اصلا به زبان بدن نیاز داریم؟ انسان‌ها می‌خواهند زبان بدن خوبی داشته باشند تا بر جهان پیرامون خود تاثیر بگذارند. آنها به دنبال خروجی‌های دلخواه مانند ترفیع شغلی، درآمد بیشتر و یا روابط عاطفی عمیق‌تری هستند. همچنین می‌خواهند خطرات، دروغ، ریا و فریبکاری دیگران را شناسایی کنند. در یک نگاه، زبان بدن هم سلاح پیشرفت است و هم سپر دفاعی.

اما زبان بدن واقعی را نمی‌توان به صورت ساختگی و فیک ایجاد کرد. ذهن و بدن ما یک مجموعه یک پارچه و به هم‌پیوسته با عواطفمان است. شما نمی‌توانید با سی بار خواندن یک کتاب، در یک جلسه مهم و سرنوشت‌ساز ادای زبان بدن قدرتمند را درآورید. چون به محض درگیر شدن احساسات و هول شدن، ضربان قلب بالا می‌رود، دست‌ها سرد می‌شود و تمام فرمول‌های منطقی که حفظ کرده‌اید در یک چشم به هم زدن از ذهنتان پاک می‌شود.

دوست یا دشمن؟

به نشانه‌های ظریف دقت کنید. تکیه دادن به اشیاء، مانند تکیه دادن به ماشین، یا انداختن دست دور گردن دوست یا پارتنر، نشانه‌های شهودی و ابتدایی از حس مالکیت و قلمروطلبی هستند. دست به سینه نشستن نیز عموما نشان دهنده یک وضعیت تدافعی یا تلاش ناخودآگاه برای پنهان کردن یک احساس نامطلوب و آسیب‌پذیر است. هرچند این قاعده همیشه و برای همه صدق نمی‌کند و نباید به دام کلیشه‌های ساده‌انگارانه افتاد. کاربرد اصلی کتاب‌های زبان بدن بیشتر از آنکه به ما یاد دهد چگونه زبان بدن قوی داشته باشیم، کمک می‌کند تا آدم‌های اطراف و مهم‌تر از همه، خودمان را آنالیز کنیم و مُچ رفتارهای ناخودآگاه خود را بگیریم.

خودت رو قوی کن

حقیقت این است که برای داشتن زبان بدن قوی، خود واقعی‌تان باید قوی‌تر شود. این یک راهکار واقعی است، نه یک ترفند. برای مثال کسی که به طور منظم ورزش می‌کند و هیکل فیت و متناسبی دارد، بدون آنکه حتی یک کلمه حرف بزند، نظم، انظباط و عزت نفس خود را در همان لحظه ورود به اتاق به نمایش می‌گذارد. ستون فقرات صاف، شانه‌های باز و حرکات کنترل شده، ثمره مستقیم احترامی است که برای جسم خود قائل شده. است.

در یک جلسه کاری حساس، زبان بدن خوب و قانع کننده، یک فرد متخصص، ناشی از تسلط کامل او بر موضوع و پروپوزالی است که ارائه می‌دهد. چنین فردی نیازی به یادآوری این نکته ندارد که “دست‌هایش را چگونه حرکت دهد”. اگر تخصص و آمادگی نداشته باشد و فرد از ته دل بترسد، آن ترس فورا خود را به صورت کز کردن، قوز کردن، پریدن رنگ از صورت، سرد شدن دست‌ها و تنش در صدا نشان خواهد داد و این علائم اصلا قابل پنهان کردن نیستند.

قدرت آنالیز کردن

انسان‌ها از نظر متریال ژنتیکی تفاوت بسیار جزئی، حدود یک و خورده‌ای درصد، با شامپانزه‌ها دارند. اما ظرفیت آگاهی، درک عمیق و شهود ما به مراتب بالاتر از آن تفاوت ناچیز ژنتیکی است. بخش اصلی زبان بدن یک رهبر یا بیزنس‌من موفق، از طریق همین درک و شهود و حضور کامل در لحظه به دست می‌آید. چنین فردی نه با فرمول‌های کتاب‌ها، بلکه با هوشیاری کامل در تعامل حاضر می‌شود.

اگر ما با جسم خود در تماس عمیق و پیوسته باشیم، می‌توانیم نشانه‌های ترس یا خشم را ابتدا در خودمان کشف کنیم. به بالا رفتن ضربان قلبتان در یک بحث داغ دقت کنید، سرد شدن ناگهانی دست‌ها را حس کنید، تغییر حالت چشم‌ها و منقبض شدن فک را آگاهانه ببینید. به محض اینکه این سیگنال‌هارا در بدن خود بشناسید، به طور خودکار می‌توانید این نشانه‌هارا در دیگران هم بخوانید. بدنی که از ذهن آرام و آگاه فرمان می‌گیرد، نیازی به فیلم‌نامه ندارد.

ماتریکس و قرص قرمز چیست؟