رقابت در زندگی

رقابت در زندگی؛ حقیقتی که دوست نداریم بپذیریم

یکی از عجیب‌ترین باورهایی که در سال‌های اخیر زیاد می‌شنوم این است که “نباید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم” یا “رقابت چیز بدی است”. البته تا حدی با این حرف موافقم. مقایسه بیمارگونه می‌تواند انسان را نابود کند. اما آیا واقعاً می‌توانیم از رقابت در زندگی فرار کنیم؟ به نظر من نه.

از لحظه‌ای که وارد این دنیا می‌شویم، در حال رقابت هستیم. برای یک موقعیت شغلی، برای جذب مشتری، برای ساختن یک کسب‌وکار، برای به دست آوردن فرصت‌های بهتر و حتی برای پیدا کردن یک پارتنر مناسب. رقابت بخشی از ساختار جهان است. در طبیعت، در اقتصاد، در ورزش، در روابط انسانی و تقریباً در هر جایی که نگاه کنیم می‌توان ردپای آن را دید.

گاهی احساس می‌کنم جامعه مدرن تلاش می‌کند این حقیقت را پشت جملات زیبا پنهان کند. انگار قرار است همه برنده شوند. انگار قرار است بدون تلاش، بدون فداکاری و بدون هزینه دادن به نتایج بزرگ برسیم. اما جهان واقعی چنین چیزی نیست.

اولین رقیبت خودتی

جالب اینجاست که بزرگ‌ترین رقیب ما معمولاً آدم‌های دیگر نیستند. بزرگ‌ترین رقیب ما خودمان هستیم. آن بخشی از وجودمان که می‌خواهد بیشتر بخوابد، بخشی که می‌خواهد کار را به فردا موکول کند، بخشی که می‌خواهد به جای ورزش کردن روی مبل دراز بکشد، بخشی که ترجیح می‌دهد ساعت‌ها در اینستاگرام و یوتیوب بچرخد تا اینکه مهارتی یاد بگیرد. قبل از اینکه با مردهای دیگر رقابت کنیم، باید با همین نسخه تنبل و راحت‌طلب خودمان روبه‌رو شویم. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از آدم‌ها هیچ‌وقت وارد رقابت واقعی نمی‌شوند. چون هنوز جنگ اول را برنده نشده‌اند؛ جنگ با نفس خودشان.

طبیعت به عدالت اهمیت نمیده

طبیعت احساساتی نیست. اگر دو نفر را در نظر بگیریم که از شرایط تقریباً مشابهی شروع کرده‌اند و یکی از آن‌ها روزی چند ساعت روی یادگیری، سلامتی، ارتباطات و کارش سرمایه‌گذاری می‌کند، در حالی که دیگری بیشتر وقتش را صرف سرگرمی و حواس‌پرتی می‌کند، احتمالاً چند سال بعد نتایج یکسانی نخواهند داشت. طبیعت برای تلاش بیشتر، تمرکز بیشتر و انضباط بیشتر پاداش می‌دهد. ممکن است این سیستم کاملاً عادلانه نباشد. ممکن است بعضی افراد از نقطه شروع بهتری برخوردار باشند، اما در نهایت خروجی‌ها برابر نخواهند بود. به همین دلیل است که بسیاری از موفقیت‌ها، چه در کسب‌وکار و چه در روابط انسانی، حاصل سال‌ها رقابت پنهان هستند؛ رقابتی که معمولاً از چشم دیگران مخفی می‌ماند.

روابط هم از رقابت جدا نیستند

بعضی افراد دوست دارند وانمود کنند که روابط عاطفی هیچ ارتباطی با رقابت ندارد. اما اگه وقعیت را ببینیم، در بسیاری از موارد چنین نیست. همان‌طور که یک شرکت بین ده‌ها رزومه بهترین گزینه را انتخاب می‌کند، انسان‌ها نیز در روابط معمولاً به دنبال بهترین گزینه‌ای هستند که می‌توانند پیدا کنند. وقتی یک مرد باهوش‌تر، سالم‌تر، بااعتماد به‌ نفس‌تر، خوش‌پوش‌تر و موفق‌تر باشد، احتمالاً شانس بیشتری برای جلب توجه خواهد داشت. همین موضوع برای خانم‌ها نیز صدق می‌کند. این الزاماً خوب یا بد نیست. صرفاً بخشی از واقعیت جهان است. ما ممکن است از این واقعیت خوشمان نیاد، اما نادیده گرفتن آن باعث نمی‌شود که از بین برود.

چرا ظاهر انقدر اهمیت پیدا کرده؟

جهان مدرن رقابت را پنهان کرده

به نظر من یکی از ویژگی‌های عجیب دوران ما این است که رقابت در زندگی هنوز وجود دارد، اما کمتر درباره آن صحبت می‌شود. به جای اینکه مردم واقعاً ثروتمند شوند، ترجیح می‌دهند فقط ثروتمند به نظر برسند، به جای اینکه روی مهارت‌هایشان کار کنند، روی نمایش موفقیت تمرکز می‌کنند، به جای اینکه شخصیت خودشان را رشد دهند، مشغول ساختن یک تصویر جذاب برای شبکه‌های اجتماعی می‌شوند.

شاید به همین دلیله که مقاله “تظاهر به موفقیت” انقدر برای من باارزشه. چون احساس می‌کنم بسیاری از ما به جای ساختن واقعیت، مشغول ساختن ویترین شده‌ایم. در حالی که رقابت واقعی پشت صحنه اتفاق می‌افتد؛ جایی که کسی نمی‌بیند.

خبر خوب!

با وجود تمام سختی‌های دنیای امروز، یک خبر خوب هم وجود دارد. به نظر من رقابت از بعضی جهات آسان‌تر از گذشته شده. دلیلش هم ساده است. بخش بزرگی از جامعه حواسش جای دیگریه. ساعت‌های طولانی در شبکه‌های اجتماعی. انواع اعتیادات. مشاهده بی‌وقفه محتوا. تفریح‌های بی‌هدف. فرار از مسئولیت. اگر یک نفر فقط روی چند اصل ساده تمرکز کند؛ روی سلامتی و بدنش کار کند، مهارت یاد بگیرد، پولش را هوشمندانه مدیریت کند، مطالعه کند و زمانش را هدر ندهد. احتمالاً خیلی سریع‌تر از چیزی که تصور می‌کند از بخش بزرگی از هم نسلان خودش جلو می‌افتد. نه به این دلیل که نابغه است، بلکه چون بسیاری از افراد اساساً از زمین مسابقه خارج شده‌اند.

و در نهایت

من فکر نمی‌کنم هدف زندگی فقط شکست دادن دیگران باشد. من فکر می‌کنم انکار کردن وجود رقابت در زندگی هم اشتباه است. رقابت در زندگی وجود دارد. در بازار کار وجود دارد، در کسب‌وکار وجود دارد، در روابط وجود دارد. و حتی در درون خودِ ما هم وجود دارد.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که به جای تمرکز وسواس‌گونه روی شکست دادن دیگران، روی ساختن نسخه قوی‌تر خودمان تمرکز کنیم. چون در نهایت، خطرناک‌ترین رقیب زندگی من و تو، مردی نیست که آن طرف خیابان ایستاده. خطرناک‌ترین رقیب، همان کسی است که هر روز صبح تو آینه می‌بینیم.

اهمیت تغییر در زندگی