چرا دلار گران می‌شود و چارت دلار

چرا دلار گران می‌شود؟ عوامل موثر بر قیمت دلار در ایران

این روزها اگر فقط چند دقیقه اخبار اقتصادی یا شبکه‌های اجتماعی را نگاه کنی، احتمالاً یک چیز بیشتر از بقیه چیزها به چشمت می‌خورد. قیمت دلار.

دلار بالا می‌رود، و مردم درباره قیمت ماشین و خانه و طلا حرف می‌زنند. فروشنده‌ها قیمت‌ها را دوباره بررسی می‌کنند. بعضی‌ها برای خرید عجله می‌کنند. بعضی‌ها دنبال تبدیل پولشان به دارایی دیگری می‌روند و خیلی‌ها هم فقط یک سوالی دارند:

چرا دلار این‌قدر گران می‌شود؟ اصلاً چه چیزی قیمت دلار را تعیین می‌کند؟ آیا فقط تحریم‌ها باعث گران شدن دلار هستند؟ آیا چاپ پول مقصر است؟ یا آیا کسری بودجه باعث بالا رفتن دلار می‌شود؟ آیا اخبار سیاسی می‌توانند قیمت دلار را در چند ساعت جابه‌جا کنند؟ و مهم‌تر از همه، چرا بعضی وقت‌ها دلار ناگهان جهش می‌کند؟

برای جواب دادن به این سوالات باید یک تصور ساده را کنار بگذاریم. قیمت دلار یک عدد تصادفی نیست که هر روز کسی از جایی تعیینش کند. قیمت دلار نتیجه برخورد عرضه و تقاضای ارز با مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، سیاسی و روانی است. گاهی یک عامل پررنگ‌تر می‌شود، گاهی عامل دیگری.

و در اقتصاد ایران، این عوامل به خاطر تورم، تحریم، محدودیت دسترسی به ارز، درآمدهای نفتی و بی‌اعتمادی نسبت به آینده پول ملی، اثر بسیار شدیدی روی یکدیگر می‌گذارند.

قیمت دلار چگونه تعیین می‌شود؟

اگر بخواهیم همه چیز را خیلی ساده کنیم، قیمت دلار در بازار از یک رابطه اساسی شکل می‌گیرد.

عرضه دلار + تقاضا برای دلار = قیمت دلار

اگر دلار بیشتری وارد بازار شود و تقاضا برای خرید آن ثابت بماند، فشار کاهشی روی قیمت ایجاد می‌شود. اگر تقاضا برای دلار بالا برود ولی عرضه آن نتواند همراهش رشد کند، قیمت معمولاً بالا می‌رود.

مشکل اینجاست که پشت همین دو کلمه ساده، یعنی عرضه و تقاضا، یک دنیای بزرگ وجود دارد. مثلاً عرضه دلار به چیزهایی مثل صادرات، درآمدهای نفتی، دسترسی کشور به منابع ارزی، ورود سرمایه و امکان انتقال پول بین کشورها وابسته است.

تقاضا هم می‌تواند از واردکننده‌ای بیاید که برای خرید کالا دلار لازم دارد، از مسافری که ارز می‌خواهد، از شرکتی که بدهی ارزی دارد یا از فردی که می‌ترسد ارزش پولش کاهش پیدا کند و می‌خواهد دارایی ریالی خود را به ارز تبدیل کند.

بنابراین وقتی می‌پرسیم چرا دلار گران می‌شود، در واقع باید بپرسیم که چرا عرضه و تقاضای دلار به نفع افزایش قیمت تغییر کرده‌اند؟

مهم‌ترین عوامل موثر بر قیمت دلار در ایران چیست؟

اگر بخواهیم عوامل اصلی را دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم به چند مورد مهم برسیم:

  1. تورم و کاهش ارزش پول ملی
  2. رشد نقدینگی و سیاست پولی
  3. کسری بودجه دولت
  4. درآمدهای نفتی و صادرات
  5. تحریم و محدودیت دسترسی به ارز
  6. وضعیت واردات و تقاضای ارزی
  7. انتظارات تورمی
  8. اخبار سیاسی و ریسک‌های اقتصادی
  9. اعتماد یا بی‌اعتمادی به آینده ریال
  10. شرایط بازار جهانی و خودِ دلار در برابر سایر ارزها

اما نکته مهم این است که این عوامل جدا از هم کار نمی‌کنند. و اتفاقاً جذاب‌ترین بخش ماجرا هم همین‌جاست. در ادامه همه‌ی موارد بالا را باهم بررسی می‌کنیم.

۱. تورم؛ یکی از ریشه‌های اصلی گران شدن دلار

تصور کن در یک اقتصاد، قیمت کالاها و خدمات سال‌به‌سال به شکل قابل‌توجهی افزایش پیدا می‌کنند. اگر این وضعیت ادامه‌دار باشد، ارزش واقعی پول داخلی کاهش پیدا می‌کند.

حالا یک نفر دو انتخاب دارد: پولش را به همان واحد پول داخلی نگه دارد یا بخشی از دارایی‌اش را به چیزی تبدیل کند که تصور می‌کند بهتر ارزشش را حفظ می‌کند. ارز خارجی هم یکی از این گزینه‌هاست. در چنین شرایطی تقاضا برای دلار می‌تواند بیشتر شود. از طرف دیگر، خودِ تورم باعث می‌شود قیمت ریالی کالاها و دارایی‌های مرتبط با اقتصاد جهانی بالا برود.

بنابراین رابطه‌ای دوطرفه شکل می‌گیرد. تورم می‌تواند فشار روی نرخ ارز ایجاد کند و کاهش ارزش پول ملی هم می‌تواند دوباره به تورم دامن بزند.

پس وقتی کسی فقط می‌گوید که «دلار گران شد چون مردم دلار خریدند» تقریباََ بخشی از داستان را گفته است. سوال مهم‌تر این است که چرا مردم اصلاً به خرید دلار علاقه‌مند شدند؟ یکی از جواب‌ها می‌تواند این باشد که اعتمادشان به حفظ ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده است.

۲. نقدینگی و چاپ پول چه ارتباطی با دلار دارند؟

اینجا یکی از معروف‌ترین بحث‌های اقتصادی مطرح می‌شود. وقتی حجم پول و نقدینگی در یک اقتصاد سریع‌تر از رشد واقعیِ تولید افزایش پیدا کند، در بلندمدت می‌تواند فشار تورمی ایجاد کند. اما این اتفاق لزوماً به این معنی نیست که «هر بار پول چاپ شد، فردا دلار گران می‌شود.»

اقتصاد به این سادگی کار نمی‌کند. اثر نقدینگی می‌تواند با تأخیر ظاهر شود و از مسیرهای مختلفی عبور کند. بخشی از پول اضافه ممکن است وارد مصرف شود، بخشی دیگر ممکن است وارد مسکن شود، بخشی وارد بورس یا طلا شود و بخشی هم ممکن است وارد بازار ارز شود.

وقتی افراد احساس کنند ارزش پولشان در حال کاهش است، ممکن است ترجیح دهند پول نقد خود را به دارایی‌های دیگری تبدیل کنند. و در این حالت بازار ارز هم می‌تواند بخشی از این نقدینگی را جذب کند.

پس رشد نقدینگی را بهتر است یکی از نیروهای بلندمدت فشار روی ارزش پول ملی بدانیم، نه یک دکمه جادویی که هر بار فشار داده شد، دلار بلافاصله بالا برود.

۳. کسری بودجه چرا می‌تواند دلار را گران کند؟

این بخش شاید در نگاه اول ارتباطی با دلار نداشته باشد. دولت هزینه‌هایی دارد و از طرف دیگر درآمدهایی به دست می‌آورد. اگر هزینه‌ها بیشتر از درآمدها باشند، کسری بودجه شکل می‌گیرد.

حالا سوال این است که این کسری چطور تأمین می‌شود؟ اگر دولت نتواند به اندازه کافی از مسیر درآمدهای سالم، فروش اوراق یا منابع دیگر تأمین مالی کند، فشار می‌تواند به سیستم بانکی و منابع پولی منتقل شود. و این مسئله در بلندمدت می‌تواند به رشد نقدینگی و تورم منجر شود.

از طرف دیگر، اگر بخشی از درآمدهای دولت وابسته به نفت و ارز باشد، کاهش درآمدهای ارزی می‌تواند هم بودجه دولت را تحت فشار قرار دهد و هم منابع ارزی کشور را محدود کند. در نتیجه یک چرخه شکل می‌گیرد:

کسری بودجه باعث فشار مالی می‌شود. رشد پول و تورم قدرت خرید ریال را کاهش می‌دهند. و افزایش تقاضا برای دارایی‌های ارزی روی نرخ دلار تأثیر می‌گذارند.

البته که این یک مسیر احتمالی و ساده‌شده است و در دنیای واقعی عوامل دیگری هم وسط هستند.

درآمد فعال و غیرفعال چیست؟ و کدام بهتر است؟

۴. نفت چه نقشی در قیمت دلار دارد؟

برای ایران، نفت به هیچ عنوان موضوع کوچکی نیست. ایران یک اقتصاد نفتی دارد و درآمدهای نفتی یکی از منابع مهم ورود ارز به کشور هستند. وقتی صادرات نفت بیشتر باشد و درآمد ارزی راحت‌تر به اقتصاد برگردد، منابع ارزی بیشتری در دسترس قرار می‌گیرد. اما اگر صادرات نفت کاهش پیدا کند یا دریافت درآمدهای حاصل از صادرات دشوارتر شود، عرضه ارز می‌تواند تحت فشار قرار بگیرد.

اینجا یک نکته مهم هم وجود دارد. فقط مقدار نفتی که فروخته می‌شود مهم نیست؛ دسترسی به پول حاصل از آن هم مهم است. ممکن است کشوری کالایی را صادر کند، اما به دلیل محدودیت‌های بانکی و مالی نتواند به شکل عادی پول آن را جابه‌جا کند.

در این حالت، درآمد اسمی صادرات با مقدار ارزی که واقعاً در دسترس اقتصاد قرار می‌گیرد یکسان نیست.

۵. تحریم‌ها چگونه باعث گران شدن دلار می‌شوند؟

تحریم را نباید فقط به شکل «نمی‌توانیم چیزی وارد کنیم» ببینیم. اثر تحریم می‌تواند خیلی عمیق‌تر باشد. اگر دسترسی یک کشور به سیستم مالی بین‌المللی محدود شود، انتقال پول سخت‌تر می‌شود. اگر فروش نفت محدود شود، درآمد ارزی کاهش پیدا می‌کند یا اگر واردات و صادرات سخت‌تر شود، هزینه تجارت افزایش پیدا می‌کند. و اگر سرمایه‌گذاری خارجی کاهش پیدا کند، ورود سرمایه محدود می‌شود.

در نهایت، همه این‌ها می‌توانند روی بازار ارز اثر بگذارند. به زبان ساده یعنی وقتی دسترسی به دلار سخت‌تر شود، دلار کمیاب‌تر می‌شود. و وقتی تقاضا برای آن همچنان وجود داشته باشد، کمیابی می‌تواند قیمت آن را بالا ببرد.

۶. واردات هم می‌تواند تقاضا برای دلار ایجاد کند

فرض کن یک شرکت ایرانی می‌خواهد از خارج کالا وارد کند. فروشنده خارجی معمولاً پولش را به ریال نمی‌خواهد. پس واردکننده باید ارز تهیه کند. هرچقدر واردات بیشتر شود، تقاضای ارزی هم می‌تواند بیشتر شود. البته همه واردات‌ها الزاماً با دلار انجام نمی‌شوند و تجارات ایران با ارزهای دیگری هم صورت می‌گیرد.

اما در مجموع، تجارت خارجی نیاز به ارز ایجاد می‌کند. به همین دلیل وقتی عرضه ارز محدود باشد و تقاضای وارداتی بالا برود، بازار می‌تواند با فشار صعودی روی نرخ ارز مواجه شود. اینجا دوباره به همان فرمول قبلی برمی‌گردیم:

تقاضا برای ارز بیشتر می‌شود ولی عرضه محدودتر است پس فشار بیشتری روی قیمت ارز ایجاد می‌شود.

۷. ترس از گران‌تر شدن دلار

در این قسمت وارد بخش روان‌شناسی بازار می‌شویم. فرض کن دلار امروز ۲۵۵ هزار تومان باشد. مردم به دلایل مختلف انتظار دارند تا ماه آینده ۲۸۰ هزار تومان شود.

چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ بعضی‌ها می‌گویند «پس همین امروز بخرم.» در نتیجه تقاضاها بالا می‌روند.

حالا فروشنده‌ای که دلار دارد می‌گوید «اگر امروز بفروشم و فردا گران‌تر شود، ضرر می‌کنم.» پس ممکن است عرضه خود را کمتر کند.

در نتیجه انتظارِ افزایش قیمت، تقاضا را افزایش می‌دهد و عرضه را کاهش و قیمت ارز افزایش می‌یابد.

و وقتی قیمت واقعاً بالا رفت، مردم می‌گویند «دیدی؟ گفتم دلار گرون می‌شه.» و این اتفاق می‌تواند انتظار اولیه را دوباره تقویت کند. اینجا بازار ارز فقط با عددهای اقتصادی حرکت نمی‌کند. با انتظارات آدم‌ها هم حرکت می‌کند.

چرا پول فقط یک توهم است!؟

۸. اخبار سیاسی چرا می‌تواند دلار را در چند ساعت تکان دهد؟

چون بازار ارز فقط به وضعیت امروز نگاه نمی‌کند. به آینده نگاه می‌کند. فرض کن خبری منتشر می‌شود که احتمال کاهش تحریم‌ها و باز شدن مسیرهای مالی را بیشتر کند. بازار ممکن است قبل از اینکه اصلاََ تغییری در صادرات یا ورود ارز اتفاق بیفتد، واکنش نشان دهد.

چرا؟ چون معامله‌گران دارند آینده را قیمت‌گذاری می‌کنند. حالا برعکسش را تصور کن. تنش سیاسی بالا برود، تحریم جدید مطرح شود، مسیر تجاری مهمی دچار اختلال شود، یا احتمال درگیری افزایش پیدا کند.

بازار ممکن است که انتظار داشته باشد دسترسی آینده به ارز سخت‌تر  بشود. در نتیجه قیمت می‌تواند حتی قبل از اینکه اثر اقتصادی کامل این اتفاق ظاهر شود، حرکت کند.

در شرایط فعلی ایران، اهمیت این عامل بیشتر هم شده است.

۹. آیا واقعاً خبر می‌تواند دلار را گران کند؟

بله، اما دقیق‌ترش این است که خبر می‌تواند انتظارات بازار درباره عرضه و تقاضای آینده ارز را تغییر دهد. مثلاً یک خبر سیاسی مثبت می‌تواند باعث شود بازار، احتمال ورود ارز بیشتر را بدهد. یک خبر منفی می‌تواند برعکس عمل کند.

پس خود خبر به تنهایی پول تولید نمی‌کند. آنچه مهم است، تغییری است که خبر در برداشت مردم از آینده ایجاد می‌کند. به همین دلیل ممکن است یک خبر در ظاهر هیچ ارتباط مستقیمی با بازار ارز نداشته باشد، اما قیمت دلار به آن واکنش نشان دهد.

بازار همیشه فقط به «زمان حال» اهمیت نمی‌دهد. گاهی سوالی که می‌پرسد این است که «بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟»

۱۰. اعتماد مردم به ریال چه نقشی دارد؟

شاید یکی از مهم‌ترین و در عین حال کمتر دیده‌شده‌ترین عوامل همین باشد. پول فقط یک تکه کاغذ نیست. ارزش پول تا حد زیادی به اعتماد مردم به سیستم اقتصادی و پولی بستگی دارد.

اگر مردم مطمئن باشند پولشان در آینده قدرت خرید خودش را حفظ می‌کند، انگیزه کمتری برای تبدیل سریع آن به دارایی‌های دیگر دارند. اما اگر انتظار داشته باشند ارزش پول کاهش پیدا کند، رفتارشان تغییر می‌کند. شاید پولشان را به طلا تبدیل کنند، باهاش ملک بخرند، دلار بخرند، کالا بخرند یا حتی خیلی زودتر از نیاز واقعی‌شان خرید کنند.

بنابراین وقتی اعتماد به آینده ریال ضعیف می‌شود، تقاضا برای دارایی‌های جایگزین می‌تواند بالا برود. و دلار یکی از شناخته‌شده‌ترین این دارایی‌هاست.

مصرف‌گرایی چیست و چرا تمامِ پولمان را خرج می‌کنیم؟

چرا دلار ناگهان گران می‌شود؟

ممکن است با خودت بپرسی اگر این عوامل سال‌ها وجود داشته‌اند، چرا دلار یک روز آرام است و روز دیگر ناگهان جهش می‌کند؟

چون بازار ارز همیشه به شکل خطی حرکت نمی‌کند. گاهی چند فشار هم‌زمان جمع می‌شوند. مثلاً تورم بالاست، کسری بودجه هم وجود دارد، دسترسی به ارز محدود شده، یک خبر سیاسی منفی منتشر می‌شود، مردم انتظار افزایش قیمت دارند و تقاضای ارز بالا می‌رود.

در چنین شرایطی، یک محرک کوچک می‌تواند باعث شود چند عامل قبلی هم‌زمان فعال شوند. مثل یک فنری که مدت‌ها تحت فشار بوده و با یک رهایی کوچک حرکت بیشتری می‌کند. به همین دلیل بعضی جهش‌های ارزی در ظاهر ناگهانی به نظر می‌رسند، در حالی که زمینه آن‌ها مدت‌ها در حال شکل گرفتن بوده است.

آیا بانک مرکزی می‌تواند جلوی گران شدن دلار را بگیرد؟

بانک مرکزی تا حدی می‌تواند روی بازار اثر بگذارد، اما این به معنی کنترل نامحدود قیمت دلار نیست. بانک مرکزی ابزارهای مختلفی دارد. می‌تواند در بازار ارز مداخله کند، می‌تواند سیاست پولی را تغییر دهد، می‌تواند مقررات ارزی را تغییر دهد، می‌تواند عرضه ارز را مدیریت کند، می‌تواند از ذخایر ارزی استفاده کند.

اما اگر فشارهای بنیادی اقتصاد بسیار بزرگ باشند، کنترل مصنوعی قیمت برای مدت طولانی می‌تواند دشوار شود. مثلاً اگر تقاضای ارز بالا باشد و منابع ارزی محدود، صرفاً اعلام یک قیمت پایین‌تر لزوماً باعث نمی‌شود بازار واقعاً با همان قیمت معامله کند.

به همین دلیل بین قیمت دستوری و قیمت تعادلی بازار می‌تواند فاصله ایجاد شود. این موضوع یکی از دلایل شکل‌گیری نرخ‌های مختلف ارز در اقتصادهایی با محدودیت ارزی است.

جمع‌بندی؛ چرا دلار گران می‌شود؟

قیمت دلار را یک عامل به تنهایی تعیین نمی‌کند. دلار زمانی گران می‌شود که در بازار ارز، فشار تقاضا نسبت به عرضه افزایش پیدا کند یا ارزش پول داخلی کاهش پیدا کند. اما پشت این اتفاق می‌توان مجموعه‌ای از عوامل را دید. مانند تورم، رشد نقدینگی، کسری بودجه، درآمدهای نفتی، تحریم‌ها، محدودیت دسترسی به ارز، وضعیت تجارت خارجی، انتظارات تورمی، ریسک سیاسی، اعتماد مردم به ریال و رفتار بانک مرکزی.

همه این‌ها می‌توانند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم روی قیمت دلار اثر بگذارند. مهم‌تر از آن، این عوامل به هم متصل‌اند. تحریم می‌تواند درآمد ارزی را کاهش دهد. کاهش درآمد ارزی می‌تواند عرضه دلار را محدود کند. افزایش نرخ دلار می‌تواند تورم را بیشتر کند. تورم می‌تواند اعتماد به ریال را کاهش دهد. کاهش اعتماد می‌تواند تقاضا برای دلار را افزایش دهد. و افزایش تقاضا دوباره به رشد قیمت دلار کمک کند.

بنابراین اگر فقط بگویی «دلار گران شد چون تحریم است» یا «دلار گران شد چون نقدینگی زیاد شده» در واقع فقط یک قطعه از پازل را دیده‌ای.

بازار ارز نتیجه‌ی برخورد چند نیروی مختلف است. و شاید مهم‌ترین چیزی که باید از آن یاد بگیریم این باشد که وقتی قیمت دلار بالا می‌رود، فقط قیمت یک ارز تغییر نکرده است. گاهی این عدد دارد به ما می‌گوید که تعادل بین عرضه ارز، تقاضای ارز و اعتماد به پول داخلی در حال تغییر است.

و برای کسی که می‌خواهد اقتصاد را بهتر بفهمد، سوال مهم‌تر از اینکه «دلار چند شد؟» این است که «چرا به این قیمت رسید؟» چون همه فقط عدد را می‌بینند. اما کسی که سازوکار پشت عدد را می‌فهمد، تازه شروع کرده به فهمیدن اقتصاد.

تظاهر کردن به موفقیت و ثروتمند بودن