,
تسلیم نشدن

چطوری تسلیم نشیم؟

تقریباً همه آدم‌ها حداقل یک بار تو زندگی به نقطه‌ای رسیده‌اند که دلشان خواسته همه چیز را رها کنند. ورزش را کنار بگذارند، کسب‌وکارشان را تعطیل کنند، درس خواندن را ول کنند. رویایشان را فراموش کنند و به یک زندگی معمولی برگردند. اما اگه زندگی افراد موفق را بررسی کنیم، متوجه یک حقیقت مهم می‌شویم؛ تفاوت اصلی آن‌ها با بقیه در استعداد، شانس یا حتی هوش نیست. تفاوت در این است که آنها دیرتر تسلیم می‌شوند.

وقتی درباره تسلیم نشدن صحبت می‌کنم، منظورم این نیست که کورکورانه به هر مسیری بچسبیم. منظور اینه که به خاطر سختی‌های موقت، مسیر ارزشمند زندگی خود را رها نکنیم. بسیاری از آدم‌ها نه به خاطر شکست، بلکه به خاطر تسلیم شدن شکست می‌خورند.

چرا اکثر آدم‌ها تسلیم میشن؟

قبل از اینکه یاد بگیریم چطور تسلیم نشیم، باید بفهمیم چرا اغلب مردم تسلیم می‌شوند.

بیشتر افراد تصور می‌کنند مشکل از کمبود استعداد یا بدشانسی است. اما در واقعیت، چند دلیل ساده‌تر پشت ماجرا وجود دارد. اول اینکه اکثر مردم انتظار نتیجه سریع دارند؛ آنها چند هفته ورزش می‌کنند و انتظار دارند بدنشان متحول بشه، چند ماه کار می‌کنند و انتظار دارند ثروتمند شوند، چندتا کتاب می‌خوانند و انتظار دارند زندگی‌شان زیر و رو شود.

دلیل دوم مقایسه کردن خود با دیگرانه. شبکه‌های اجتماعی باعث شده دائماً موفقیت‌های دیگران را ببینیم اما سختی‌ها و شکست‌هایشان را نبینیم. به همین دلیل فکر می‌کنیم فقط ما هستیم که مسیر سختی داریم.

دلیل سوم وابستگی بیش از حد به احساسات است. وقتی حالمان خوبه با قدرت جلو می‌رویم، اما به محض اینکه انگیزه کم می‌شود، همه چیز را رها می‌کنیم.

چرا ناامیدیم و چطوری ناامید نباشیم؟

زندگی به کسی بدهکار نیست

یکی از تلخ‌ترین اما در عین حال ارزشمندترین حقیقت‌های زندگی اینه که جهان به هیچکس بدهکار نیست.

خیلی وقت‌ها با خودمان فکر می‌کنیم چون زحمت کشیده‌ایم، باید نتیجه بگیریم. چون آدم خوبی بوده‌ایم، باید با ما خوب رفتار شود، چون تلاش کرده‌ایم، باید پاداش بگیریم. اما زندگی براساس بایدهای ذهن ما کار نمی‌کند. هیچ تضمینی وجود ندارد که تلاش تو حتماً نتیجه بدهد. اما یک چیز قطعی است؛ اگر تلاش را متوقف کنی، تقریباً هیچ شانسی برای موفقیت باقی نمی‌ماند. پذیرفتن این واقعیت سخت است، اما همین پذیرش ما را قدرتمندتر می‌کند. چون دیگر منتظر نجات پیدا کردن یا معجزه نمی‌مانیم.

مشکل از مسیر نیست، از افق دید ماست

فرض کن تصمیم گرفتی زبان یاد بگیری، یک کسب‌وکار راه بندازی یا بدن بهتری بسازی. اغلب مردم دائماً به قله نگاه می‌کنند. کسی که می‌خواد ۳۰ کیلو وزن کم کنه، هر روز خودش را در آینه نگاه می‌کند. کسی که می‌خواد پولدار شود، هر روز حساب بانکیش را چک می‌کند، کسی که می‌خواد زبان یاد بگیره، مدام خودش را با افراد سطح بالا مقایسه می‌کند.

در نتیجه بعد از مدتی ناامید می‌شوند. اما افراد موفق روی قله تمرکز نمی‌کنند. آنها روی قدم بعدی تمرکز می‌کنند. به جای اینکه بپرسند “کی موفق می‌شوم؟” از خودشان می‌پرسند: “امروز باید چه کاری انجام بدم؟” همین سوال ساده باعث می‌شود فشار ذهنی عظیمی از روی دوششان برداشته شود.

قانون یک روز بیشتر

یک تکنیک ساده وجود داره که می‌تواند در روزهای سخت نجاتت بده. وقتی می‌خوای تسلیم‌شی، به خودت نگو که باید یک سال دیگه ادامه بدم. فقط بگو: “یک روز دیگر ادامه می‌دهم.” اگه می‌خوای ورزش را رها کنی، فقط امروز را تمرین کن، اگه می‌خوای درس خواندن را کنار بگذاری، فقط امروز را ادامه بده. اگه می‌خوای پروژه‌ات را نابود کنی، فقط یک روز دیگه به آن فرصت بده.

خیلی از موفقیت‌های بزرگ زندگی نتیجه همین تصمیم‌های کوچک هستند. تصمیم برای ادامه دادن به مدت فقط یک روز دیگر.

احساسات رهبر خوبی نیست

یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات اینه که فرمان زندگی را به احساسات لحظه‌ای بسپاریم. امروز انگیزه داریم. فردا نداریم. امروز امیدواریم، فردا ناامیدیم. امروز می‌خواهیم دنیا را فتح کنیم، فردا حتی حوصله بیرون آمدن از تخت را نداریم. اگه مسیر زندگی بر اساس احساسات لحظه‌ای تعیین بشه، هرگز ثباتی به وجود نمیاد.

افراد موفق یاد گرفته‌اند حتی وقتی حال خوبی ندارند هم کارهای مهمشان را انجام دهند. نه چون ربات هستند، بلکه چون می‌دانند احساسات دائماً در حال تغییرند.

چطوری احساساتمان را کنترل کنیم؟

دیسیپلین از انگیزه مهم‌تره

خیلی از آدم‌ها منتظر می‌مانند تا انگیزه پیدا کنند و بعد شروع کنند. اما حقیقت اینه که انگیزه بسیار ناپایدار هستش. بعضی روزها وجود داره، بعضی روزها وجود نداره. اگر منتظر انگیزه بمانی، بخش زیادی از عمرت را در انتظار خواهی گذراند. دیسیپلین یعنی انجام دادن کاری که باید انجام شود، حتی زمانی که حوصله‌اش را نداری. ورزشکاری که امروز تمرین می‌کند، حتی وقتی خسته است. کارآفرینی که امروز کار می‌کند، حتی وقتی ناامید است. دانشجویی که امروز درس می‌خواند، حتی وقتی حوصله ندارد. همین افراد در بلندمدت از بقیه جلو می‌افتند.

چطوری نظم و دیسیپلین داشته باشیم؟

مردم همیشه انتقاد میکنند

هر وقت تصمیم بگیری تغییر کنی، عده‌ای پیدا می‌شوند که تو را مسخره کنند. وقتی ورزش را شروع کنی، وقتی کسب‌وکارت را راه بندازی، وقتی روی خودت سرمایه‌گذاری کنی، وقتی متفاوت از بقیه فکر کنی. بعضی‌ها می‌گویند نمی‌شود، بعضی‌ها می‌گویند داری وقتت را تلف می‌کنی، بعضی‌ها منتظرند شکست بخوری تا احساس بهتری نسبت به زندگی خودشان پیدا کنند.

اگه بخوای براساس نظر دیگران زندگی کنی، خیلی زود تسلیم خواهی شد.

چرا نباید به نظرات بقیه اهمیت دهیم؟

درست مثل باشگاه بدنسازی

تقریباً هیچکس روز اول ورود به باشگاه بدن رؤیایی نمی‌سازه. بعضی افراد بعد از دو ماه نتیجه نگرفتن باشگاه را ترک می‌کنند. بعضی‌ها شش ماه ادامه می‌دهند، بعضی‌ها یک سال، و بعضی‌ها چند سال. بعد از مدتی از بیرون به آن‌ها نگاه می‌کنیم و می‌گوییم: “چه ژنتیک خوبی داشت.” اما چیزی که نمی‌بینیم صدها روز تمرین کردن بدون انگیزه است. صدها روزی که می‌توانستند تسلیم شوند اما نشدند. بیشتر موفقیت‌های زندگی دقیقاً همین شکلی هستند.

پایانِ بازی

اگه بخوام صادق باشم، هیچ تضمینی وجود نداره که به تمام اهدافمان برسیم. ممکنه بعضی رویاها هرگز محقق نشوند، ممکنه بارها شکست بخوریم، ممکنه بارها زمین بخوریم. اما یک چیز کاملاً مشخص است. اگه امروز تسلیم بشی، آینده‌ات از همین الان مشخص شده. تسلیم شدن تنها شکست قطعی زندگیه.

شاید مسیر سخت‌تر از چیزی باشه که تصور می‌کردی. شاید بیشتر طول بکشه، شاید بارها ناامید بشی. اما تا وقتی که ادامه میدی، هنوز بازی تمام نشده. و گاهی تمام تفاوت بین یک زندگی معمولی و یک زندگی متفاوت، فقط در همین یک تصمیم و تسلیم نشدن خلاصه می‌شود:

امروز هم ادامه میدم.