اشتباهات اعتماد به نفس

۷ اشتباهی که اعتماد به نفس را نابود می‌کند

خیلی‌ها تصور می‌کنند اعتماد به نفس یک ویژگی ذاتی است؛ یعنی بعضی انسان‌ها از بدو تولد با اعتماد به‌ نفس هستند و بعضی دیگر تا آخر عمر با کمبود اعتماد به نفس زندگی می‌کنند. اما واقعیت این است که بسیاری از اشتباهات اعتماد به نفس را خودمان هر روز تکرار می‌کنیم، بدون اینکه متوجه تأثیر آن‌ها باشیم.

اعتماد به نفس بیشتر از آنکه یک احساس باشد، نتیجه عملکرد و تجربه‌های روزانه ماست. مغز دائماً رفتارهای ما را زیر نظر می‌گیرد و بر اساس شواهدی که از عملکردمان جمع‌آوری می‌کند، تصمیم می‌گیرد تا چه اندازه به خودمان اعتماد داشته باشیم. به همین دلیل، بسیاری از انسان‌ها بدون اینکه متوجه باشند، هر روز با انجام چند اشتباه ساده، به مرور زمان اعتماد به نفس خود را تضعیف می‌کنند.

در ادامه این مقاله، مهم‌ترین اشتباهات اعتماد به نفس را بررسی می‌کنیم و برای هر کدام راهکار عملی ارائه می‌دهیم.

اشتباه اول: منتظر ماندن تا احساس اعتماد به نفس پیدا کنید

یکی از رایج‌ترین اشتباهات اعتماد به نفس این است که: “وقتی اعتماد به نفس پیدا کردم، این کار را انجام می‌دهم.”

اما اکثر اوقات، همیشه واقعیت برعکس است.

کسی که از صحبت کردن در جمع می‌ترسد، با منتظر ماندن شجاع‌تر نمی‌شود. کسی که از رفتن به باشگاه خجالت می‌کشد، با فکر کردن اعتماد به نفس پیدا نمی‌کند. اعتماد به نفس بعد از اقدام به وجود می‌آید، نه قبل از آن.

هر بار که کاری را با وجود اینکه می‌ترسی انجام می‌دهی، مغز یک مدرک جدید ثبت می‌کند که “من از پس این کار برآمدم.” همین مدرک‌های کوچک، پایه‌های اعتماد به نفس واقعی را می‌سازند.

(این را هم در نظر داشته باشید که اعتماد به نفس با عزت نفس فرق دارد. خیلی از افراد این دو را یکی می‌دانند. عزت نفس یعنی ارزشی که برای خودت قائل هستی. اعتماد به نفس یعنی باورت نسبت به توانایی انجام یک کار. ممکن است کسی عزت نفس خوبی داشته باشد اما در سخنرانی اعتماد به نفس نداشته باشد، یا برعکس.)

اشتباه دوم: مقایسه دائمی خود با دیگران

شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند همیشه در حال مقایسه کردن خودمان با دیگران باشیم.

درآمد دیگران. ظاهر دیگران. روابط عاطفی دیگران. ماشین، خانه یا سبک زندگی دیگران.

مشکل اینجاست که ما پشت‌صحنه زندگی خودمان را با بهترین لحظه‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم. و این باعث کمبود اعتماد به نفس می‌شود. هیچ‌کس شکست‌ها، اضطراب‌ها و مشکلات روزمره‌اش را به اندازه موفقیت‌هایش، جلوی دوربین نشان نمی‌دهد.

راهکار این است که معیار مقایسه را تغییر بدی. به جای اینکه خودت را با دیگران مقایسه کنی، خودت را با نسخه دیروزت مقایسه کن. اگر امروز حتی یک درصد بهتر از دیروز شدی، در مسیر درستی قرار گرفتی.

اشتباه سوم: عمل نکردن به قول‌هایی که به خودت دادی

این یکی از مخرب‌ترین اشتباهات اعتماد به نفس است که می‌بینم کمتر کسی به آن توجه کند.

به خودت قول میدی: “فردا زود بیدار میشم.”، “از شنبه ورزش را شروع می‌کنم.”، “امشب دیگه کمتر تو گوشی می‌چرخم.”

اما بارها این قول‌ها را می‌شکنی. هر بار که این اتفاق تکرار می‌شود، مغز یک پیام دریافت می‌کند: “حرف‌های این آدم قابل اعتماد نیست.”

کم‌کم این بی‌اعتمادی فقط به قول‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه به تصویر ذهنی تو از خودت نیز تبدیل می‌شود.

اگر می‌خوای اعتماد به نفس بسازی، اول یاد بگیر به قول‌های کوچکی که به خودت می‌دهی پایبند باشی؛ حتی اگر آن قول فقط ده دقیقه مطالعه یا پنج دقیقه ورزش باشد.

چطوری نظم و دیسیپلین داشته باشیم؟

اشتباه چهارم: وابسته کردن ارزش خود، به نظر دیگران

اگر ارزش خودت را بر اساس تعریف، تحسین یا تأیید دیگران تعیین کنی، کنترل اعتماد به نفست را به دست آن‌ها سپرده‌ای.

امروز فلانی از تو تعریف می‌کند و احساس خوبی داری. فردا همان شخص از تو انتقاد می‌کند و اعتماد به نفست از بین می‌رود. این یعنی منبع اعتماد به نفس تو بیرون از وجودت قرار دارد. البته که گوش دادن به بازخورد منطقی دیگران ارزشمند است، اما نباید ارزش وجودی خودت را به نظر دیگران گره بزنی.

چرا نباید به نظرات بقیه اهمیت بدیم؟

اشتباه پنجم: فرار کردن از کارهای سخت

وقتی که از یک چالش سخت فرار می‌کنی، مغز این رفتار را به شکل دیگری تفسیر می‌کند.

مغز نمی‌گوید: “من امروز حوصله نداشتم.”

مغز نتیجه می‌گیرد: “احتمالاً من توانایی انجام این کار را ندارم.”

تکرار این نتیجه‌ گیری‌ها باعث می‌شود تصویر ذهنی ضعیف‌تری از خودت بسازی. ولی برعکس، هر بار که با وجود سخت بودن یک کار، آن را انجام می‌دهی، حتی اگر نتیجه عالی نباشد، مغز یک مدرک جدید دریافت می‌کند که می‌تواند روی آن شخص حساب کند. اعتماد به نفس از انجام دادن کارهای سخت ساخته می‌شود، نه از فرار کردن از آن‌ها.

اشتباه ششم: ناتوانی در کنترل احساسات

یکی دیگر از اشتباهات اعتماد به نفس این است که اعتماد به نفس فقط برای زمانی نیست که همه چیز خوب پیش می‌رود. زمانی که عصبانی، مضطرب یا ناامید هستی، رفتار تو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر با هر انتقاد از کنترل خارج بشی، اگر با هر شکست تسلیم شوی یا اگر در هر اختلاف و بحثی واکنش‌های احساسی شدید نشان دهی، کم‌کم احساس می‌کنی کنترل زندگی از دستت خارج شده است.

اما هر بار که بتوانی قبل از واکنش، چند ثانیه مکث کنی و آگاهانه تصمیم بگیری، تصویر قدرتمندتر و بهتری از خودت در ذهنت ساخته می‌شود. کنترل احساسات به معنی سرکوب کردن آن‌ها نیست؛ بلکه یعنی اجازه ندی احساسات، فرمان زندگی تو را به دست بگیرند.

چطوری احساساتمان را کنترل کنیم؟

اشتباه هفتم: ساختن هویت قربانی

همه ما در زندگی با بی‌عدالتی، شکست و مشکلات روبه‌رو می‌شویم. اما تفاوت افراد در واکنش آن‌هاست.

اگر همیشه مشکلات را فقط به گردن جامعه، خانواده، دولت، شانس یا دیگران بیندازی، کم‌کم این باور در ذهنت شکل می‌گیرد که هیچ کنترلی روی زندگی خودت نداری.

و وقتی احساس کنترل از بین برود، اعتماد به نفس نیز به مرور از بین می‌رود. پذیرفتن مسئولیت به این معنا نیست که همه اتفاقات تقصیر ماست؛ بلکه یعنی روی بخشی از زندگی تمرکز کنیم که واقعاً توان تغییر آن را داریم.

اینجا درباره ذهنیت قربانی بیشتر حرف زدیم

اعتماد به نفس واقعی چطوری ساخته می‌شود؟

خیلی از افراد فکر می‌کنند اعتماد به نفس باعث موفقیت می‌شود. اما در بسیاری از مواقع، مسیر برعکس است.

اقدام کردن باعث کسب تجربه می‌شود. تجربه، شواهد جدیدی برای مغز ایجاد می‌کند. و همین شواهد، اعتماد به نفس را می‌سازند.

فرض کن دو نفر تصمیم می‌گیرند ورزش را شروع کنند. نفر اول سه ماه فقط کتاب‌های انگیزشی می‌خواند و ویدئوهای زرد موفقیت می‌بیند. نفر دوم با وجود خجالت و ترس، همان روز اول وارد باشگاه می‌شود و تمرینش را آغاز می‌کند.

سه ماه بعد، احتمال زیادی وجود دارد که نفر دوم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد؛ نه به خاطر اینکه ذاتاً شجاع‌تر بوده، بلکه چون برای مغزش مدرک ساخته است که بله، من میتونم انجامش بدم.

اعتماد به نفس واقعی از دل عمل بیرون میاید، نه از دل خیال‌پردازی.


اعتماد به نفس بالا چیزی نیست که یک روز ناگهان آن را پیدا کنی. این ویژگی به‌تدریج و از طریق تصمیم‌های کوچک روزانه ساخته یا نابود می‌شود.

هر بار که به قولی که به خودت داده‌ای عمل می‌کنی، هر بار که با وجود ترس، شروع به انجام دادن می‌کنی، هر بار که به جای فرار کردن با یک چالش روبه‌رو می‌شوی و هر بار که مسئولیت زندگی‌ات را می‌پذیری، در حال ساختن اعتماد به نفس هستی.

در نهایت، مغز تو به حرف‌هایی که درباره خودت می‌زنی اعتماد نمی‌کند؛ بلکه به شواهدی اعتماد می‌کند که هر روز با رفتارهایت برایش می‌سازی.

این‌ها نتایجی بود که خود من در این سال‌ها گرفتم. و وقتی من توانستم نتیجه بگیرم، احتمالا شما هم بتوانید.

اگر می‌خواهید بیشتر راجب اعتماد به نفس بخونید، به این مقاله سر بزنید.