جذابیت همیشه اون چیزی نیست که جلوی آینه یا تو فیلمها میبینی. شاید ظاهر خوب و تمیزی داشته باشی، خوب لباس بپوشی، ورزش کنی، بدن فیت داشته باشی و حتی اعتمادبهنفس نسبتاً خوبی داشته باشی؛ اما اشتباهاتی که جذابیت را کم میکنند وجود دارند و چند مورد از رفتارهای کوچک در برخورد با دیگران باعث میشوند، تصویری کاملاً متفاوت از تو در ذهن آنها شکل بگیرد. گاهی وقتها حتی خودمان هم اصلاََ متوجه این رفتارها نیستیم.
مثلاً فکر میکنیم اگر کمی سردتر باشیم، جذابتر به نظر میرسیم. یا تصور میکنیم اگر از موفقیتها و ویژگیهای خوبمان همش تعریف کنیم و حرف بزنیم، بقیه بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرند. بعضیها هم برای اینکه ضعیف به نظر نرسند، احساساتشان را کاملاً پنهان میکنند.
اما نکتهای که وجود داره اینه که چیزی که باعث جذابیت واقعی میشه معمولاً از تلاش برای جذاب به نظر رسیدن به وجود نمیاد. بیشتر وقتها، وقتی آدم از نیاز به نمایش دادن خودش فاصله میگیرد، مرزهای سالم میگذارد، با دیگران احساس امنیت و صمیمیت ایجاد میکند و لازم نمیبیند که چیزی را ثابت کند، جذابتر به نظر میرسد.
تو این مقاله سراغ ۸ تا از اشتباهاتی که جذابیت را کم میکنند، میرویم که میتوانند جذابیت، کاریزما و حتی شاید اعتمادبهنفس شما را به مرور زمان کاهش دهند.
۱. آیا رفتار سرد جذاب است؟
یکی از عجیبترین باورهایی درباره جذابیت وجود داره و خیلی هم محبوب هست اینه که «هرچقدر سردتر باشی، جذابتری.» نه واقعاً.
سرد بودن شاید در بعضی مواقع، گاهی بتواند توجه ایجاد کند، اما توجه با جذابیت فرق دارد.
وقتی عمداً دیر جواب کسی را میدی، بدون دلیل خشک و سرد برخورد میکنی یا وانمود میکنی طرف مقابل هیچ اهمیتی برات نداره، ممکن است طرف مقابل کنجکاو شود؛ اما ممکن هم است که خیلی راحت به این نتیجه برسه که تو بیعلاقه، متکبر یا آدم غیرقابلاعتمادی هستی و باعث کاهش جذابیت بشه.
آدم جذاب لزوماً آدمی نیست که همیشه در دسترس باشد؛ اما لازم هم نیست برای جذاب بودن نقش آدم بیاحساس را بازی کنی. لبخند زدن، خوب گوش دادن، علاقه نشان دادن، شوخی کردن و داشتن ارتباط چشمی، به هیچ عنوان ضعف نیستند. اتفاقاً توانایی برقرار کردن ارتباط گرم، بدون اینکه خودت را به دیگران آویزان کنی، نشانه تعادل رفتاری است.
۲. فخر فروشی کردن
فکر کن تازه با یک آدم جدید آشنا شدی. هنوز چند دقیقه از آشناییتان باهم نگذشته که شروع میکنی از ماشین، درآمد، شغل، ارتباطات، سفرها، موفقیتها و ویژگیهای شخصی خودت گفتن. ممکن است با خودت تصور کنی داری خودت را جذابتر معرفی میکنی. اما تو اکثر مواقع نتیجه برعکس میشود.
کسی که اعتمادبهنفس واقعی داره، نیازی ندارد هر پنج دقیقه یکبار خودش را اعلام کند. البته که صحبت کردن درباره خودت یک چیز کاملاً طبیعی است. قرار نیست تو یک مکالمهای که داری، همش سوال بپرسی و هیچ چیزی از خودت نگی.
اما وقتی که مکالمه تبدیل شود به یک رزومه شفاهی مثل: «من فلانم، این کارو کردم، اینو دارم، این آدمو میشناسم…» حتی اگر واقعاً موفق باشی، ممکن است طرف مقابل بیشتر از اینکه تحت تأثیر قرار بگیرد، احساس کنه همش داری سعی میکنی یک چیزی را ثابت کنی.
به جای اینکه همه چیز را از همان اول رابطه نمایش بدی، اجازه بده بخشی از شخصیت و کاریزمات در طول زمان توسط دیگران کشف شود. جذابیت افراد تا حدی در همین کشف کردن هست.
نشانههای نیاز شدید به تأیید شدن
۳. غیبت کردن و بدگویی
بیا تصور کنیم تازه با کسی آشنا شدی و آن فرد شروع میکند به تعریف کردن از اینکه اون دوستش چقدر تنبل است، فلان همکارش چقدر بیعرضه است و فلان شخص چه مشکلاتی دارد.
احتمالاً حتی اگر با حرفهاش هم موافق باشی، یک سوال در ذهنت ایجاد میشود: «اگه یک روز با من هم به مشکل بخوره، پشت سر من هم همین حرفها را میزند؟»
غیبت فقط درباره آن فردی نیست که پشت سرش صحبت میشود. غیبت کردن، اطلاعاتی درباره شخصیت خود گوینده هم به ما منتقل میکند. وقتی یک شخصی دائماً دیگران را تخریب میکند، شاید به ما حس ناامنی، بیاعتمادی یا حتی نیاز به بالا بردن سطح خودش از طریق پایین آوردن دیگران را به ما منتقل کند.
این موضوع هم به این معنی نیست که هیچوقت نباید درباره رفتار بد دیگران با بقیه صحبت کنیم. خیلی وقتها لازم است درباره یک مشکل، خیانت، رفتار نادرست یا یک تجربه بد حرف بزنیم. اما تفاوت اینها در هدف و نحوه بیان کردن یک چیز است. تحلیل یک رفتار با تخریب شخصیت یک نفر خیلی فرق داره.
۴. روشنفکری افراطی و رد فلگ
من خیلی آدم روشنفکریم. شاید در ظاهر این جملهی خوبی به نظر برسه، اما پشت آن یک مشکل بزرگ پنهان شده: نداشتن هیچ خط قرمزی (red flag).
روشنفکری معنیاش این نیست که هر رفتاری را بپذیری. مثلاََ میتوانی با یک عقیدهای مخالف باشی و همچنان به طرف مقابلت احترام بگذاری. میتوانی آدم آزادی باشی و در عین حال برای رابطهات حد و مرز تعیین کنی.
مثلاً اگه با یک نفر وارد رابطه شدی، صمیمیت عاطفی یا جنسی با افراد دیگر میتواند برای تو یک خط قرمز باشد. اینکه کسی به این مرز احترام نمیگذارد و بعد اسم آن را «روشنفکری» میگذارد، قرار نیست چیزی را حل کند. و این قضیه برای جفت مردان و زنان هم صدق میکند.
مرز داشتن با متعصب بودن خیلی فرق داره. آدمی که هیچ مرزی نداره، لزوماً آزاد نیست. صرفاََ فقط نمیداند که تو زندگیش برای چه چیزهایی ارزش قائل است. جذابیت انسانها، بخشی از خودش را از اصالت میگیرد؛ اصالت یعنی اینکه بدانی چه چیزهایی برات قابل قبولاند و چه چیزهایی نیستند و بدون پرخاشگری و دعوا کردن بتوانی از آنها دفاع کنی.
چجوری با اعتماد به نفستر بشیم؟
۵. کپی کردن شخصیت و استایل بقیه
الهام گرفتن از بقیه یک چیز طبیعی است. همه ما از دیگران چیزهایی یاد میگیریم؛ از لباس پوشیدن گرفته تا نحوه صحبت کردن، مدل مو، ورزش، علایق و حتی نوع شوخی کردنمون.
ولی تو خیلی از موارد دیگر فقط الهام نمیگیری؛ داری عملاََ به طور کامل یک نفر دیگر را کپی میکنی.
به عنوان مثال شاید مدل حرف زدن یک اینفلوئنسر یا بلاگر مورد علاقهات را تقلید کنی، دقیقاً همان لباسها را بپوشی یا حتی همان ژستها و همان اصطلاحات را استفاده کنی. شاید اولش فکر کنی که جذاب به نظر میرسی، شاید هم واقعا جذاب بشی. اما معمولاً یک چیز درونت کم است: هویت شخصیات.
آدمها وقتی یک چیزی طبیعی نیست خیلی زود متوجه آن چیز میشوند. هدفمان اینه که چیزهایی را که دوست داری را برداری و آن چیزها را با شخصیت خودت ترکیب کنی. الهام بگیر اما کپی نکن. تقلید کامل از یک شخص خاص، یکی دیگر از اشتباهاتی که جذابیت را کم میکنند هست.
جذابیت ما انسانها وقتی بیشتر میشود که دیگران احساس کنند با یک انسان واقعی روبهرو هستند، نه یک نسخه ضعیف از یک نفر دیگر.
۶. شوخی به قیمت تحقیر
شاید بشه گفت شوخطبعی یکی از مهمترین و جذابترین ویژگیهای اجتماعی است. اما هر چیزی که باعث خنده بشه، لزوماً شوخی خوبی نیست. اگه برای خنداندن جمع مجبور میشی یک نفر یا یک چیز را تحقیر کنی، ظاهرش را مسخره کنی، روی نقطهضعفش دست بگذاری یا آبروش را ببری، درسته که شاید چند نفر بخندند؛ اما آنها همزمان چیز دیگری هم درباره تو یاد میگیرند.
اینکه برای جلب توجه، حاضری دیگران را قربانی کنی.
شوخیهای خوب معمولاً باعث میشوند فضا راحتتر و صمیمانهتر بشود، نه اینکه یک نفر تو اون جمع احساس کند مورد حمله قرار گرفته.
ولی خب تو جمعها و بین دوستان صمیمی شاید رفقا باهم شوخیهای تندتر و بدتری هم کنند و هیچکس هم مشکلی نداشته باشد. مسئله، درک موقعیت و شناخت مرزهاست. اگر نمیدونی شوخیات قرار است طرف مقابل را بخنداند یا واقعاً ناراحتش کند، اینجا دیگر مسئلهِ ما فقط شوخطبعی نیست؛ مسئله هوش هیجانی هست.
چجوری آدمها از ما سواستفاده میکنند!
۷. سرکوب احساسات برای قوی به نظر رسیدن
خیلیها فکر میکنند آدمهای قوی و کاریزماتیک کسایی هستند که هیچوقت ناراحت نمیشود، عصبانی نمیشود، هیجانزده نمیشود و هیچ احساساتی از خودشون نشان نمیدهد.
در نتیجه وقتی ناراحت هستند، میگویند چیزی نیست. وقتی عصبانیاند، همه چیز را قورت میدهند و تو خودشون میریزند. وقتی خوشحالاند، سعی میکنند بیش از حد، از خودشان هیجان نشان ندهند.
این قضیه با کنترل احساسات فرق داره. کنترل احساسات یعنی احساسات خودت را بشناسی و تصمیم بگیری چطوری آنها را بیان کنی. سرکوب احساسات یعنی اصلاً و به هیچ وجه اجازه ندی احساسی درون تو وجود داشته باشد. و این یکی دیگر از اشتباهاتی که جذابیت را کم میکنند است.
یک انسان بالغ میتواند از خودش دفاع کنه و بگوید این حرفت منو ناراحت کرد، بدون اینکه قضیه را تبدیل به یک دعوا کند. میتواند از فلان چیز خوشحال شود و خوشحالیاش را نشان بدهد. میتواند عصبانی باشد اما به خاطر عصبانی بودنش به دیگران توهین نکنه.
این نوع تعادل، برای بقیه بسیار جذابتر از نقش بازی کردن به عنوان یک انسانِ همیشه خونسرد است. قدرت واقعی یک نفر این نیست که هیچ احساسی نداشته باشد. قدرت یعنی احساساتت کنترل تو را به دست نگیرند.
۸. من کامل و بینقص هستم
کمالگرایی افراطی فقط خستهکننده نیست که هیچ، شاید حتی جذابیتت را هم کم کند.
وقتی دائماً نگران این باشی که: «نکنه اشتباه کنم؟»، «نکنه ضایع بشم؟»، «نکنه فکر کنن من هیچی بلد نیستم؟»
در بعضی موارد ممکن است انقدر خودت، خودت را کنترل کنی که ارتباطت با دیگران کاملاََ مصنوعی شود. آدمهای واقعی اشتباه میکنند. گاهی حرفهای اشتباه میزنند، چیزی را نمیدانند، نظرشان درمورد یک چیزی عوض میشود یا حتی یک موقعیت مهم اجتماعی را خراب میکنند. تفاوت آدم با اعتمادبهنفس با آدم ناامن این نیست که آدم بااعتمادبهنفس اصلاََ و ابداََ هیچ اشتباهی نمیکند. تفاوتشان این است که وقتی افراد بااعتمادبهنفس اشتباه میکنند، فرو نمیریزند.
میتوانند به خودشان بگویند آره من اینجا اشتباه کردم. حقیقت را بپذیرند، و به زندگیشان ادامه دهند.
این نوع آسیبپذیری، اگر با عزتنفس همراه باشد، اتفاقاََ میتواند خیلی جذاب باشه. چون طرف مقابل احساس میکند لازم نیست با یک شخصیت مصنوعی و همیشه بینقص ارتباط برقرار کند.
جذابیت واقعی از چه چیزی ساخته میشود؟
اگر به همهی هر هشت مورد از اشتباهاتی که جذابیت را کم میکنند نگاه کنیم، میتوانیم یک الگوی مشترک داخلشان ببینیم.
سرد بودن افراطی، فخرفروشی، غیبت، بیمرزی، تقلید، شوخیهای مخرب، سرکوب احساسات و کمالگرایی افراطی در ظاهر ارتباطی با هم ندارند.
اما اینها باهم یک نقطه مشترک دارند و آن هم تلاش برای مدیریت تصویری که دیگران از ما دارند است.
آدمی که دائماً میخواد جذاب به نظر برسد، ممکن است سرد شود تا ضعیف دیده نشود. فخرفروشی کند تا ارزشمند دیده شود. دیگران را تخریب کند تا خودش بالاتر از بقیه به نظر برسد. احساساتش را پنهان کند تا قوی دیده بشه. یا شخص جذاب دیگری را کپی کند تا خودش هم جذاب به نظر برسه.
در تمام این حالتها، تمرکز یک انسان از «خود واقعی» به سمت نمایش خود منتقل شده. و این همان جایی است که جذابیت شروع به مصنوعی شدن میکند.








