,
نیاز به تأیید دیگران

چطور از تأیید دیگران بی‌نیاز بشیم و تفکر مستقل داشته باشیم؟

چندبار تاحالا شده یک کاری را فقط به این دلیل انجام بدی که دیگران تأییدش می‌کنند؟

از یک لباسی خوشت اومده، اما وقتی یکی می‌گوید «بهت نمیاد»، دیگر از خریدن‌اش صرف نظر می‌کنی.

یک نظر به خصوصی داری، اما وقتی می‌بینی همه آدم‌های اطرافت مخالف آن هستند، به نظر خودت شک می‌کنی.

می‌خوای فلان مسیر را انتخاب کنی، اما قبل از اینکه ببینی واقعاً چه چیزی را برای خودت می‌خوای، از خودت می‌پرسی بقیه درباره‌اش چی فکر می‌کنن؟

این رفتارها انقدر عادی شده که گاهی وقت‌ها اصلاً متوجه نمی‌شویم بخش زیادی از تصمیم‌های زندگی‌مان را نه بر اساس فکر و خواسته خودمان، بلکه بر اساس واکنش احتمالی دیگران می‌گیریم. اما تفکر مستقل به این معنی نیست که دیگران را نادیده بگیری یا همیشه برخلاف جمع رفتار کنی. اتفاقاً تفکر مستقل یعنی بتونی حرف دیگران را بشنوی، نظرشان را بررسی کنی و در نهایت خودت تصمیم بگیری که چه چیزی را باور کنی و چگونه رفتار کنی.

اگر می‌خوای تحلیل بیشتر و عمیق‌تری درباره همرنگ شدن با جماعت، تعصب کورکورانه، تأثیر رسانه و روانشناسی زرد بخونی، در مقاله “تفکر مستقل” کامل به ریشه‌های این موضوع پرداخته‌ایم. این مقاله بیشتر قرار است روی این سؤال تمرکز کند:

چطور در زندگی روزمره، کمتر نیاز به تأیید دیگران داشته باشیم و ذهن مستقل‌تری داشته باشیم؟

نیاز به تأیید دیگران یعنی چی؟

نیاز به تأیید شدن از دیگران لزوماََ و به خودی خود چیز بدی نیست. همه ما دوست داریم مورد احترام، مورد علاقه و مورد پذیرش دیگران باشیم. انسان موجودی اجتماعی است و نظر اطرافیان می‌تواند روی احساسات ما تأثیر بگذارد.

اما مشکل از جایی شروع می‌شود که نظرات دیگران تبدیل به معیار اصلی ارزشمندی ما شود.

مثلاً اگه بقیه از من خوششان بیاد، پس حتماََ آدم خوبی هستم، اگه کسی از تصمیمی که گرفتم انتقاد کند، یعنی تصمیمم اشتباه بوده، اگه بقیه مرا قبول نکنند، پس حتماََ مشکلی در من وجود داره.

در این صورت دیگر فقط دنبال بازخورد دیگران نیستی؛ داری ارزش خودت را از بیرون دریافت می‌کنی. در نتیجه، هر بار که تأیید می‌شی احساس خوبی می‌گیری و هر بار که توسط کسی رد می‌شی، اعتمادبه‌نفست پایین می‌آید.

و این می‌تواند ما را وارد یک چرخه دائمی کند: یک تصمیمی را می‌گیریم، درباره نظر دیگران فکر می‌کنیم، اگر مورد تأیید قرار بگیریم آرامش موقتی بهمان دست میدهد و وابسته اون آرامش می‌شویم.

هدف ما، شکستن همین چرخه است.

چطوری از نیاز به تأیید دیگران بی‌نیاز بشیم؟

۱. نظر خودت را مشخص کن

یکی از ساده‌ترین تمرین‌ها برای مستقل‌تر شدن این است که قبل از اینکه بیای از دیگران بپرسی: «تو چی فکر می‌کنی؟»

اول از خودت بپرسی: «من چی فکر می‌کنم؟»

مثلاً فکر کن می‌خوای یک رشته تحصیلی انتخاب کنی. به جای اینکه بلافاصله از خانواده، دوستان، معلم و اینترنت بپرسی چه انتخابی برام بهتر است، اول از خودت بپرس: چه چیزهایی برام مهم هستند؟ از چه کارهایی لذت می‌برم؟ چه توانایی‌هایی دارم؟ چه چیزهایی برام قابل تحمل نیستند؟ اگر هیچ‌کس قرار نبود درباره تصمیمم نظر بده، چه انتخابی می‌کردم؟

بعد برو سراغ نظر دیگران. این تفاوت خیلی مهمی است. تو دیگر دنبال کسی نیستی که به جای تو تصمیم بگیرد؛ داری از دیگران اطلاعات جمع می‌کنی تا بتونی خودت تصمیم بهتری بگیری.

۲. تفاوت بین «نظر» و «واقعیت»

هر چیزی که با اعتمادبه‌نفس گفته شود، حتماََ حقیقت نیست. شاید یک نفر رندوم، خیلی با اطمینان کامل به تو بگوید: «دیگه نمیشه پول درآورد.»

اما این فقط یک نظر است. از خودت بپرس: چه شواهدی برای اثبات این حرف وجود دارد؟

یا مثلاََ یکی می‌گوید: «همه آدم‌های موفق فلان کار را می‌کنند.»

واقعاً همه؟ یا فقط صرفاََ چند نمونه را دیده‌ایم؟

تفکر مستقل از همین‌جا شروع می‌شود که قبل از قبول کردن یک حرف، صحت آن را بررسی کنی. نمیخواد حتماََ با هر چیزی که شنیدی مخالفت کنی. فقط نباید هر چیزی را بدون فکر کردن بهش قبول کنی.

۳. مخالفت را تحمل کن

یکی از بزرگ‌ترین موانع تفکر مستقل، ترس از مخالفت هست. ممکن است واقعاً به یک نظر باور داشته باشی، ولی وقتی یک کسی مخالفت می‌کند، فوراً بخوای حرفت را پس بگیری.

این تمرین ساده را انجام بده:

گاهی وقت‌ها اجازه بده آدم‌ها با تو مخالف باشند و با نظرت مخالفت کنند. نه اینکه بیای عمداً دعوا راه بندازی؛ فقط لازم نیست همیشه خودت را توضیح بدی یا طرف مقابل را قانع کنی که نظر تو را بپذیرد.

ممکن است کسی درباره تو فکر بدی داشته باشد. شاید با تصمیم تو موافق نباشد. شاید حتی تصور کند اشتباه می‌کنی. و هیچ‌کدام از این نظرها الزاماً به این معنی نیست که تو باید نظرت را تغییر بدی. یکی از نشانه‌های استقلال ذهنی این است که بتونی با نارضایتی دیگران کنار بیای.

۴. یک لحظه صبر کن

فرض کن می‌خوای یک محتوا یا یک چیزی را منتشر کنی و بلافاصله ذهنت می‌گوید: «نکنه مسخرم کنن؟»

یا می‌خوای یک کاری را انجام بدی و فوراً سراغ دوستت می‌ری تا مطمئن بشی که تصمیم درستی را گرفته‌ای.

همان‌جا یک چند ثانیه مکث کن. از خودت بپرس: «واقعاً دنبال نظر یا پیشنهاد گرفتن هستم یا دنبال اطمینان گرفتن؟»

این دوتا با هم فرق دارند. اگر دنبال نظر هستی، یعنی می‌خوای اطلاعات جدید به دست بیاری. ولی اگر دنبال اطمینان گرفتن هستی، احتمالاً خودت تصمیم را گرفته‌ای اما می‌خوای شخص دیگری اضطرابت را کاهش بده.

هرچقدر بیشتر متوجه این تفاوت بشی و بیشتر آن را ببینی، وابستگی‌ات به تأیید دیگران هم کمتر می‌شود.

انسان‌ها مخفیانه از ما سواستفاده میکنند!

۵. تصمیمات کوچک بگیر

برای مستقل شدن و نداشتن نیاز به تأیید دیگران حتماََ لازم نیست از فردا دیگه شروع کنی درباره تمام زندگیت بدون مشورت دیگران تصمیم بگیری.

از چیزهای کوچک شروع کن، مثلاً: چه لباسی بپوشی، چه غذاهایی بخوری، چه فیلم یا سریالی ببینی، چه کتابی را بخوانی، اوقات فراغتت را چجوری بگذرونی یا اینکه چه محتواهایی را دنبال کنی.

اگر همیشه منتظر این هستی که کسی به تو بگه چه چیزی خوب است چه چیزی نیست، تصمیم‌های کوچک فرصت خوبی برای تمرین هستند.

کم‌کم مغزت یاد می‌گیرد که: «من خودم هم می‌تونم انتخاب کنم و مسئول انتخابات خودم باشم.»

۶. دنبال محبوب‌ترین نظر نباش

اگر پنج نفر یک عقیده‌ای را دارند و یک نفر دیگر عقیده متفاوتی دارد، تعداد افراد به تنهایی ثابت نمی‌کند که گروه پنج‌نفره درست می‌گویند. همان‌طور که متفاوت بودن هم همیشه به تنهایی نشانه درست بودن نیست.

استقلال فکری یعنی نه برده اکثریت باشی و نه برده مخالفت با اکثریت.

اگر همه با تو موافق‌اند، بررسی کن چرا. اگر همه با تو مخالف‌اند هم، باز هم بررسی کن چرا.

معیار باید استدلال و شواهد باشد، نه تعداد آدم‌هایی که پشت یک عقیده ایستاده‌اند.

۷. ورودی‌های ذهنت را کنترل کن

اگر کل روزت را در سوشال مدیا یا شبکه‌های اجتماعی بگذرونی، خب طبیعی است که بخشی از افکار و خواسته‌هات از همان محیط تأثیر بگیرند.

چیزی که دائماً می‌بینی، به مرور برات عادی می‌شود. سبک زندگی دیگران، عقاید دیگران، ظاهر دیگران، موفقیت دیگران و حتی مشکلاتی که دائماً درباره‌شان صحبت می‌کنند، می‌توانند روی نگاهت به جهان دورت اثر بگذارند.

برای همین گاهی هم لازمه از خودت بپرسی: «این واقعاً خواسته خود من است یا چیزی است که چون انقدر دیدم فکر می‌کنم باید خواسته من هم باشد؟»

و همین سؤال ساده می‌تواند خیلی چیزها را روشن کند.

اگه دوست داری درباره تأثیر رسانه و شبکه‌های اجتماعی بر ذهن و تصمیم‌های ما بیشتر بدونی، مقاله “چرا و چطوری اینستاگرام زندگی ما را نابود کرده؟” می‌تواند مقاله خوبی برای خواندن باشد.

۸. برای خودت دلیل داشته باش

یکی از بهترین تمرین‌ها برای تقویت تفکر مستقل خودمان این است که برای باورهای مهم خودت دلیل داشته باشی.

مثلاً اگر فکر می‌کنی فلان مسیر برای من بهتر است.

از خودت بپرس چرا؟ اگر جواب‌ات فقط این باشه که چون همه از خوبی این مسیر می‌گویند. احتمالاً هنوز آن باور را واقعاً و کاملاََ بررسی‌اش نکردی.

اما برعکس اگر بتوانی چند دلیل منطقی، مشخص، تجربه شخصی و شواهد برای آن بیاری، دیگر فقط یک عقیده که از بقیه قرض گرفته‌شده نیست.

لازم نیست حتماََ برای تک‌تک افکار زندگیت دلایل علمی بیاری. فقط باید بدونی که چرا این را باور دارم؟

۹. اشتباهاتت را تحمل کن

این قسمت شاید از همه مهم‌تر باشه.

اگر برای مستقل فکر کردن فقط منتظر بمونی که همیشه تصمیم‌های درست را بگیری، هیچ‌وقت قرار نیست مستقل بشی.

چون تصمیم مستقل یعنی این که بعضی وقت‌ها هم اشتباه خواهی کرد. ممکن است تصمیمی بگیری و بعداً بفهمی که اشتباه بوده. و این اصلاََ مشکلی نداره.

تو می‌تونی بگی: «با اطلاعاتی که قبلاََ داشتم، این تصمیم را گرفتم. حالا با اطلاعات جدیدی که دارم نظرم را تغییر می‌دم.» این ضعف نیست.

اتفاقاً یکی از نشانه‌های تفکر مستقل همین است که بتونی بدون خجالت کشیدن نظرت را بر اساس شواهد جدیدی که داری اصلاح کنی. استقلال فکری با لجبازی فرق داره.

۱۰. قرار نیست همه راضی باشند

یکی از بزرگ‌ترین آزادی‌های ذهنیِ ما زمانی اتفاق می‌افتد که بفهمی قرار نیست همه انسان‌ها از ما خوششان بیاد.

هرچقدر هم خوب رفتار کنی، بالاخره یک نفر پیدا می‌شود که تو را دوست ندارد. هرچقدر هم موفق باشی، بلاخره یک نفر تو را مسخره می‌کند. یا هرچقدر هم که منطقی صحبت و بحث کنی، یکی ممکن است باز هم با تو مخالف باشه.

اگر نیاز به تأیید دیگران داشته باشی و بخوای از نظرات، انتقادها و واکنش‌های دیگران جلوگیری کنی، مجبور می‌شی هرروز و دائماً خودت را تغییر بدی. امروز یک نسخه از خودت را نشان می‌دی تا یک نفر را از خودت راضی کنی. فردا باید نسخه دیگری را برای یک شخص دیگر نشان بدی. و بعد از مدتی شاید حتی دیگه ندونی خود واقعی‌ات کدام نسخه است.

چرا در مسیر موفقیت تنها می‌شویم؟

تمرین برای تقویت تفکر مستقل

از همین امروز یک دفترچه، فایل یا یک note ساده داشته باش و هر چند وقت یک بار یکی از باورها یا تصمیم‌های مهمت را داخلش بررسی کن.

چهارتا سؤال اونجا بنویس:

۱. من چه چیزی را باور دارم؟

۲. چرا آن را باور دارم؟

۳. این باور را خودم ساخته‌ام یا از دیگران گرفته‌ام؟

۴. چه چیزی می‌تواند باعث شود نظرم را تغییر بدم؟

سؤال چهارم خیلی مهم است. چون اگر هیچ چیزی نتوند باعث شود که نظرت را تغییر بدی، شاید با تفکر مستقل طرف نباشیم؛ شاید با تفکر تعصبی طرف باشیم.

نداشتن نیاز به تأیید دیگران و استقلال فکری یعنی چی؟

در نهایت استقلال فکری به این معنی نیست که به حرف هیچ‌چیز و هیچ‌کسی گوش ندی. اتفاقاً آدمی که هیچ‌وقت نظر دیگران را نمی‌شنود، احتمالاََ به اندازه کسی که کورکورانه از دیگران پیروی می‌کند، اسیر ذهن خودش شده باشه.

تفکر مستقل یعنی بتونی نظرات، انتقادات، پیشنهادات دیگران را بشنوی بدون اینکه تسلیم بشی. ببینی بدون اینکه تقلیدش کنی. مشورت کنی بدون اینکه تصمیم را واگذار کنی. مخالفت بشنوی بدون اینکه فرو بریزی. و حتی وقتی اشتباه کردی، بتوانی آن را بپذیری و مسیرت را اصلاح کنی.

از نگاه رد پیل، آزادی ذهنی و نداشتن نیاز به تأیید دیگران از جایی شروع می‌شود که متوجه بشی لازم نیست برای هر انتخاب تو زندگیت از بیرون اجازه بگیری. لازم نیست همیشه محبوب باشی. لازم نیست همه تو را تأیید کنند. و لازم هم نیست فقط چون همه یک چیزی را باور دارند، تو هم آن را باور داشته باشی.

قبل از اینکه بپرسی بقیه چی فکر می‌کنن؟ یاد بگیر از خودت بپرسی من چی فکر می‌کنم و چرا این تفکر را دارم؟

همین سؤال ساده می‌تواند آغاز تفکر مستقل باشه.